دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٤١ - افصح الملک یزدی
افصح الملک یزدی
نویسنده (ها) :
حسین مسرت
آخرین بروز رسانی :
جمعه ١٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
افصحالملک یزدی \afsah-ol-molk-e yazdī\، ابراهیم (١٢٨٣-١٣٤٥ ق / ١٨٦٦-١٩٢٦ م)، ملقب و متخلص به افصحالملک، نیز با تخلصهای جلال، جلالی و جلال الشعرا؛ شاعر دورۀ قاجار.
افصحالملک در روستای بنادک سادات، از توابع شهرستان تفت، به دنیا آمد. پدرش، میرزا سید حسین، فرزند میرزا سید علینقی وقتساعتی (منسوب به محلۀ وقتالساعت)، از سادات موسوی یزد بود که بنابر شنیدهها، از نوادگان میرزا محمد عقدا به شمار میآمد. افصحالملک در کودکی مادرش را که از فرزندان نواب میرزا محسن بود (عسکری، ٢)، از دست داد. در ١٦سالگی راهی یزد شد. برای تأمین معاش، نخست به حرفۀ حکاکی روی آورد و پساز مدتی، در خوشنویسی مهارت یافت. در این مدت به تحصیل علوم متداول کوشید (آیتی، ٢٧١) و دیری نگذشت که بهواسطۀ ذوق لطیف و قریحۀ سرشارش، به زبانآوری و بلاغت در سرودن شعر نامور گردید. این امر انگیزهای شد تا در ٢٦سالگی راهی اصفهان و سپس تهران شود. او در تهران به محافل ممتاز ادبی راه یافت (رستگار، «جات خالی ... »، ٥٢).
افصحالملک در ١٣١٨ ق / ١٩٠٠ م، بهوسیلۀ میرزا علیاصغر خان اتابک، صدراعظم وقت، به دربار مظفرالدین شاه راهیافت و قصایدش مورد پسند شاه قرارگرفت (آیتی، همانجا). در ٢٠ شعبان ١٣٢٠ ق / ٢٣ نوامبر ١٩٠٢ م، طی فرمانی از سوی مظفرالدین شاه، ملقب به افصحالملک گردید (رستگار، همانجا). اصل این فرمان در گنجینۀ مخطوطات کتابخانۀ وزیری یزد نگهداری میشود (شیروانی، ٥ / ١٨٦٦؛ رستگار، همانجا).
افصحالملک تا زمان اعطای لقب، اشعار خود را با تخلص «جلالی» میسرود، اما پساز آن، تخلص خود را به افصحالملک تغییرداد (فتوحی، ٢١٤؛ رستگار، «یادداشتها ... »، شم ٩٦٩، ص ٢). افصحالملک سرودههای بسیاری در قالب غزل، مثنوی، قصیده و بهویژه قطعه دارد. بیشتر آثار منظوم وی، بهاستثنای دو مثنوی تحفة فاتحیه و شکرنامه و چند غزل و قطعه، از میان رفته است. همین مقدار اندک گواهی بر مهارت و بلاغت او در سخنسرایی است (همان، شم ٩٧٠، ص ٣؛ طاهری، ١٦١). در میان سرودههای او چند مادهتاریخ نیز دیده میشود؛ ازجمله تاریخ درگذشت سپهسالار وجیهالمیرزا در ١٣٢١ ق / ١٩٠٣ م، و شیخ محمدجواد خراسانی در ١٣٤٠ ق / ١٩٢٢ م که به درخواست «مرآت» سروده شده است (رستگار، همان، شم ٩٧١). همچنین، شعری در سیهروزی مردم رشت دارد که ظاهراً به سالهای ١٣٢٩ ق / ١٩١١ م و ١٣٣٠ ق / ١٩١٢ م، دورۀ قتلوغارت مردم آن دیار بهدست نیروهای روس، مربوط است (همان، شم ٩٧٣، ص ٢).
اقامت افصحالملک در تهران دیری نپایید و از شدت بیماری بهناچار راهی زادگاه خود شد (همان، شم ٩٦٩، ص ٢). روشن نیست که در چه سالی به یزد بازگشت، اما سرودهای که بر سردر باغ وی وجود داشته است، حضورش را در ١٣٢٨ ق / ١٩١٠ م، مسجّل میکند (همان، شم ٩٧٤، ص ٢). افصحالملک در اول ربیعالاول ١٣٤٥، برابر ١٧ شهریور ١٣٠٥، در ٦٢ یا ٦٣سالگی درگذشت (شیرسلیمیان، بش ). او را در زاویۀ حرم امامزاده جعفر در یزد به خاک سپردند (رستگار، همان، شم ٩٦٩، ص ٢؛ وزیری، ٣٥؛ آیتی، ٢٧٢؛ طاهری، ١٦١).
آثار
١. دیوان
مشتمل بر غزلیات و قصاید که برخی از آنها در مجموعهها چاپ شده است (نک : همانجا).
٢. شکرنامه
منظومهای است تمثیلی در بحر متقارب در ٤٥٧ بیت، که افصحالملک آن را در سالهای پایانی عمرش سرود. نسخهای از این اثر در دست است که به خط خود شاعر کتابت شده است (رستگار، همان، شم ٩٧٠، ص ٣، شم ٩٧١، ص ٢، شم ٩٧٥، ص ٢).
مآخذ
آیتی، عبدالحسین، تاریخ یزد (آتشکدۀ یزدان)، یزد، ١٣١٧ ش؛
رستگار، محمود، «جات خالی افصحالملک»، وحید، تهران، ١٣٥٤ ش، س ١٣، شم ١؛
همو، «یادداشتهایی پیرامون احوال و آثار افصحالملک»، ندای یزد، یزد، ١٣٨٥ ش، س ٢٢؛
شیرسلیمیان، علیاکبر، یاد یادگاران، یزد، دستنویس مؤلف؛
شیروانی، محمد، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ وزیری یزد، تهران، ١٣٥٨ ش؛
طاهری، احمد، تاریخ یزد، یزد، ١٣١٧ ش؛
عسکری کامران، محمدعلی، «سخنور مشهوری که ناخودآگاه در شعری تاریخ درگذشت خود را ضبط نمود»، ندای یزد، یزد، ١٣٨٦ ش، س ٢٤، شم ٠٢٣‘١؛
فتوحی، عباس، تذکرۀ شعرای یزد، یزد، ١٣٨٢ ش؛
وزیری، علیمحمد، مجموعۀ وزیری، به کوشش محمدتقی محصّل همدانی، یزد، ١٣٥٥ ش.
حسین مسرّت