دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٧٩ - اسماعیل جلایر
اسماعیل جلایر
نویسنده (ها) :
یحیی ذکاء
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اسماعیلِ جَلایِر \ esmāˀil-e jalāyer\ (ح ١٢٦٢- ح ١٣٢٢ق/ ح ١٨٤٦- ح ١٩٠٤م)، از نگارگران صاحبسبک دورۀ ناصری. وی نخست از شاگردان دارالفنون بود و سپس به استادی همین مدرسه رسید (معیرالممالک، ٢٧٧؛ کریمزادۀ تبریزی، ذیل اسماعیل جلایر...). با توجه به قراین و شواهد تاریخی، میتوان چنین گمان برد که او در حدود سال ١٢٦٢ق زاده شده، در حوالی ١٢٨٠ق همراه پدر به تهران آمده، در ٢٤ سالگی وارد دارالفنون شده، و در حدود ٦٠ سالگی درگذشته است.

در آثار موجود از اسماعیل جلایر، مگر چند مورد، تاریخی دیده نمیشود. نخستین اثر تاریخدار که از او در دست است، تمثال آبرنگ ناصرالدین شاه (فتحی، ٦٣)، و دومین آن، قطعۀ خط ـ نقاشی بزرگی به قلم نستعلیق جلی با سفیداب است.
شیوۀ خط ـ نقاشی که پیشتر بهندرت در ایران معمول بود، در دورۀ قاجار به منتهای پیشرفت خود رسید و جلایر یکی از نخستین هنرمندانی است که خط را وارد نقاشی کرد (نک : معیرالممالک، همانجا).
سومین اثر تاریخدار اسماعیل جلایر مرقعی است شامل ٨ قطعه تصویر آبرنگ و نقطهپرداز ٧ تن از عارفان ایران: شمس تبریزی، اوحدی، بایزید بسطامی، معصوم علیشاه، نور علیشاه، مشتاق علیشاه و باباطاهر، با دو قطعۀ گل و بوته و خوشۀ انگور، با رقم «راقمه الحقیر اسماعیل جلایر ابن الحاجی زمان خان» و تاریخ ١٢٨٦ق که احتمالاً آن را به ناصرالدین شاه تقدیم کرده بوده است. این اثر اینک در کتابخانۀ کاخ گلستان نگهداری میشود (نک : آتابای، ٣٨٦).
اسماعیل جلایر حتى در اوج شهرت، شدیداً تحت تأثیر اندیشهها و احساسات صوفیانۀ پدر خود قرار داشته، و بدان مفتخر بوده است.
شمایل حضرت علی و حسنین (ع) نیز از موضوعهای طرف توجه و علاقۀ هنرمند بوده، و چندین مجلس مکرر با تفاوتهای جـزئی از آن نقـاشی کـرده است (نک : کریـمزادۀ تبریزی، فتحی، همانجاها). آخرین اثر تاریخداری که از این نگارگر سراغ داریم، تابلوی گرگ و چوپان، به تاریخ ١٣٢٠ق است که در کتابخانۀ موزۀ عراق در بغداد نگاهداری میشود و آشکار میکند که او تا این تاریخ زنده بوده است (محفوظ، ٦٣٦).
از اسماعیل جلایر ٣ قلمدان روغنی(زیرلاکی) نیز سراغ داریم که یکی از آنها در موزۀ ویکتوریا و اَلبِرت در لندن نگهداری میشود، دیگری قلمدانی است که همۀ بدنۀ آن از سرهایی با چهرههای گوناگون پوشیده شده است (ادیب برومند، ١٢٧) و سومین آنها قلمدانی است که در رویۀ آن، تصویر صحرای محشر، سنجش اعمال مردم، و بهشت و دوزخ نمایش داده شده است.
اسماعیل جلایر افزون بر تابلوسازی و نقاشی، برخی از کتابهای درسی دارالفنون را نیز مصور میکرده است. ازجملۀ آنها کتاب جواهر التشریح است که در زیر تصویر شمارۀ ٢٠٢ آن، رقـم «عمل اسمـاعیل جلایـر» دیـده میشـود (نک : همدانـی، ٥١١). آثار دیگری نیز از او بر جای مانده است که بیشتر در مجموعههای شخصی نگاهداری میشود (فتحی، کریمزادۀ تبریزی، همانجاها).
اسماعیل جلایر شاگردان خوبی تربیت کرده بوده، که یکی از آنان علیاکبر مصوّر، معروف به حجّار است که گذشته از نقاشی، در پیکرتراشی و مجسمهسازی نیز دستی داشت و نقش برجستۀ ناصرالدین شاه بر سنگ مرمر روی آرامگاهش، کار این استاد است (ادیب برومند، همانجا). گفتهاند که کمالالملک نیز مدتی شاگرد اسماعیل بوده است (فتحی، همانجا).
مآخذ
آتابای، بدری، فهرست مرقعات کتابخانۀ سلطنتی، تهران، ١٣٥٣ش؛
ادیب برومند، عبدالعلی، هنر قلمدان، بهکوشش ابوالفضل ذابح، تهران، ١٣٦٦ش؛
فتحی، نصرتالله، «صورتگر بزرگ عهد قاجار»، نگین، س ٥، شم ٥٩؛
کریمزادۀ تبریزی، محمدعلی، احوال و آثار نقاشان قدیم ایران و برخی از مشاهیر نگارگر هند و عثمانی، لندن، ١٣٦٣-١٣٧٠ش؛
محفوظ، حسینعلی، «کتب خط فارسی در کتابخانۀ موزۀ عراق»، دانش، ١٣٣٤ش، س ٣، شم ١١ و ١٢؛
معیرالممالک، دوستعلی خان، رجال عصر ناصری، تهران، ١٣٦١ش؛
همدانی، علی بن زینالعابدین، جواهر التشریح، چ سنگی، تهران، ١٣٠٦ق.
یحیى ذکاء (دبا)