دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٩٩ - اسکیاپارلی
اسکیاپارلی
نویسنده (ها) :
یونس کرامتی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٩ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسکیاپارِلّی \ [e]skiyāpārelli\ ، جووانی ویرجینیو (١٨٣٥-١٩١٠م/ ١٢٥٠- ١٣٢٨ق)، اخترشناس نامدار ایتالیایی و پژوهشگر تاریخ نجوم که گزارشهایش از سطح مریخ بحثهایی را دربارۀ احتمال وجود زندگی در آن سیاره برانگیخت.

اسکیاپارلی در ساویلیانو (در استان کونئِو در دولتشهر پیِمونته) زاده شد. تحصیلات ابتدایی را نخست نزد پدر و مادر و سپس در مدارس همان شهر گذراند. سپس، برای تحصیل در رشتۀ مهندسی عمران به شهر تورینو رفت و در ١٨٥٤م از تحصیل فارغ شد (آبِتی، آنتونیو، ٣١٣؛ آبِتی، جورجو، ١٥٩-١٦٠؛ ماتسوکاتو، ١١٤). سپس دو سال به تدریس ریاضیات و تحصیل اخترشناسی و زبانهای نو پرداخت و در این میانه، چندان به این علوم دل بست که تا پایان زندگی، آنها را رها نکرد. در ١٨٥٧م دولت پیمونته او را به رصدخانۀ برلین فرستاد تا نزد یوهان فرانتس اِنکه (١٧٩١-١٨٦٥م)، اخترشناس آلمانی، تحصیلات خود را در نجوم پی گیرد. وی به موازات تحصیل نجوم، نزد دیگر استادان آن شهر به تحصیل در دیگر شاخههای علوم، همچون ریاضیات، فیزیک و جغرافیا، پرداخت. از آوریل ١٨٥٩ چندی را در رصدخانۀ پوتسدام گذراند و در ژوئن همان سال به رصدخانۀ پولکُوو در سن پترزبورگ رفت و نزد فریدریش گئورگه ویلهلم اشترووه (نک : ه د، اشترووه، خاندان) و فریدریش آوگوست تئودور وینِکه (١٨٣٥-١٨٩٧م) به تحصیل پرداخت. در ٣١ اوت ١٨٥٩، هنگامی که همچنان در رصدخانۀ پولکوو مشغول بود، دولت پیمونته او را، پس از فرانچسکو کارلینی (١٧٦٣-١٨٦٢م)، به سمت اخترشناس دوم رصدخانۀ برِرا در میلان گماشت؛ اما او در ژوئن سال بعد به آنجا رفت (ماتسوکاتو، ١١٥؛ بوفُنی، ٩٣٥؛ آبتی، آنتونیو، همانجا؛ آبتی، جورجو، ١٦٠؛ دالبیر، ٣٨-٣٩).
اسکیاپارلی در ٢٩ آوریل ١٨٦١، با بهرهگیری از ابزارهای ابتدایی و قدیمی (تلسکوپی با دهانۀ ٤ اینچ)، یکی از سیارکهای منظومۀ شمسی را کشف کرد و آن را سیارک شصت و هشتم نامید. او بیدرنگ در نامهای به پیِترو آنجِلّو سِکّی (١٨١٨-١٨٧٨م) از وی خواست تا رصدهای او را تأیید کند (بوفنی، ٩٣٥, ٩٣٧-٩٣٨). در ١٢ مۀ همان سال مقالۀ اسکیاپارلی دربارۀ این سیارک منتشر شد (اسکیاپارلی، «کشف...»، ٢٠٧-٢٠٨، نیز «رصد دوبارۀ...»، ٢١٩)، که بهعنوان شصت و نهمین سیارک کشفشدۀ منظومۀ شمسی، هِسپِریا (به معنی سرزمین غربی، نامی که یونانیان باستان به سرزمین ایتالیا داده بودند) نام گرفت (اسکیاپارلی، «رصد هسپریا»، ٣٨٣، «تقویم هسپریا»، ٣١٧). این کشف اعطای عنوان کاوالیِره مائوریتسیانو (شوالیۀ سنموریس) از سوی دولت پادشاهیِ نوبنیاد ایتالیا به او، و پشتیبانی دولتی را برای خرید ابزارهای بهتر برایش در پی داشت. در ١٨٦٢م، یک سال پس از شکلگیری ایتالیای نوین، اسکیاپارلی، که اینک اخترشناسی نامدار بود، در سمت ریاست رصدخانۀ بررا، جانشین کارلینی شد (آبتی، آنتونیو، ٣١٤؛ آبتی، جورجو، همانجا؛ ماتسوکاتو، ١١٥-١١٧؛ بوفنی، همانجاها؛ کینیچی، ٤٠١؛ دالبیر، ٣٩).
اسکیاپارلی در ادامۀ پژوهشهایش دربارۀ دنبالهدارها و پژوهشی نظری دربارۀ آنها، که از هنگام آغاز بهکار در رصدخانه بررا آغاز شده بود، دریافت که بارشهای شهابی، بهویژه دو بارش شهابی برساوشی و اسدی، هنگامی رخ میدهند که زمین در حرکت سالانۀ خود از منطقهای میگذرد که اجزای متلاشیشدۀ دنبالهدارها در آن فراوان است. اسکیاپارلی شرح رصدها و جزئیات فرضیۀ خود را دراینباره در مقالههایی در مجلۀ «اخبار نجومی» (برای نمونه، اسکیاپارلی، «رصد دنبالهدارها ... ١٨٦٢م»، ١١٧-١١٨؛ «رصد دنبالهدارها ... ١٨٦٤م»، ٨٣-٨٤، «دربارۀ ارتباط ... »، ٣٣١-٣٣٢) و نیز چندین نامه از ١٨٦١ تا ١٨٧٨م برای سِکّی نوشت (بوفنی، ff. ٩٣٥). او شرح کامل نظریۀ خود را، مبنی بر ارتباط مستقیم میان اجزای باقیمانده از دنبالهدارها و بارشهای شهابی، در ١٨٧١م در کتابی با عنوان «پیشنهاد نظریۀ نجومی دربارۀ شهابها»، منتشر کرد (نسخۀ دستنویس به ایتالیایی بود که گئورگ فون بوگوسلاوسکی آن را به آلمانی درآورد؛ بوفنی، ٩٥٠).
پس از بارش شهابی فوقالعادۀ ٢٧ نوامبر ١٨٧٢، که بر اثر گذر زمین از مدار دنبالهدار بیلا رخ داد و اَلِگزَندِر استیوارت هِـرشِل آن را برپایۀ فرضیۀ اسکیاپارلی پیشبینی کرده بود (رصدهای هرشل نیز به نوبۀ خود در رسیدن اسکیاپارلی به این فرضیه مؤثر بود، نک : هالیس، passim)، اسکیاپارلی در سه نامه به شرح این پدیده و نظریۀ خود دربارۀ آن پرداخت. او در نامۀ سوم دراینباره آورده است: «بارشهای شهابی از دنبالهدارها پدید میآید و عبارت است از ذرات بسیار خردی که... بر اثر نیروی متلاشیکنندۀ خورشید و سیارهها از هستۀ تشکیلدهندۀ دنبالهدارها جدا، و در مدار آنها برجای مانده است». فرضیۀ اسکیاپارلی در چندین مورد بهطور کامل تأیید شد(آبتی، آنتونیو، ٣١٥؛ آبتی، جورجو، ١٦٠-١٦١؛ ماتسوکاتو، ١١٧؛ بوفنی، ٩٣٥-٩٣٦). فیودُر آلکساندرُویچ برِدیخین (١٨٣١-١٩٠٤م)، اخترفیزیکدان نامدار روس، در تأیید، بسط و تکمیل نظریۀ اسکیاپارلی نقشی مهم داشت (فینکلشتاین، ٥٧٣؛ برای مشخصات ٢٧ مقالۀ اسکیاپارلی دربارۀ دنبالهدارها نک : بوفنی، ٩٥٦-٩٥٩).
اسکیاپارلی از ١٨٧٧م با بهرهگیری از ابزاری انکساری، که مِرتس آن را ابداع کرده بود، و از ابزارهای پیشین وی به مراتب بهتر بود، رصد مریخ را آغاز کرد. وی با این ابزار که دارای عدسی شیئی ٨ بود، سطح مریخ را هنگام قرار داشتن در مقابلۀ بزرگ، رصد کرد و به بررسی عوارض سطح آن پرداخت تا از این راه بتواند محور دَوَران مریخ را تشخیص دهد. او در ١٨٧٨م یافتههای خود را از سطح مریخ روی نقشهای پیاده کرد (برای این نقشه نک : لِین، «جغرافیدانان ... »، ٤٨٢). وی با اشاره به اینکه مریخ نیز، همچون زمین، اقیانوسها و قارههایی دارد، همۀ اخترشناسان را شگفت زده کرد. از این هنگام تا ١٨٨٦م و به موازات کوشش بسیاری از اخترشناسان اروپایی برای تأیید فرضیۀ اسکیاپارلی، او نیز هر ٢٦ ماه یک بار، که مریخ به کمترین فاصلۀ خود با زمین میرسید، رصدهای خود را تکرار، و جزئیات نقشۀ خود را بیشتر، و اخترشناسان دیگر را نیز مشتاقتر میکرد. آنهایی که نتوانسته بودند آبراهها (کانالها)ی سطح مریخ (بهرام) را رصد کنند، دو دسته شده بودند: گروهی بر آن بودند که اسکیاپارلی اشتباه کرده است و گروهی دیگر، از بخت بد، کمی قدرت بینایی، ناکارآمدی ابزارها و بدی محل رصد خود مینالیدند (لین، همان، ٤٨٠-٤٩٠، «جنونِ...»، ١٩٩). از جمله چارلز ادوارد بِرتِن (١٨٤٦-١٨٨٢م) در مقالۀ «نکاتی دربارۀ سیمای مریخ در ١٨٨٢م»، اقلیم نامساعد جزیرۀ ایرلند را مانع رصد خود دانست (pp. ٣٠١-٣٠٥) و در یادداشتی کوتاه در همان سال اظهار امیدواری کرد که در مقابلۀ بزرگ ١٨٨٤م بتوان در شرایطی بهتر، وجود این آبراهها را بررسی کرد (همو، «آبراههای روی...»، ١٤٢). بههرحال، نتایج بهدستآمده از رصدهای برتن از ١٨٧٩م در تأیید وجود آبراههای سطح مریخ و نیز افزایش شمار آنها اهمیتی ویژه داشت (همو، «آبراههای مریخ»، ١١٦؛ نیز کلارک، passim). سرانجام در ١٨٨٦م، با تأیید وجود این آبراهها از سوی فرانسوا تِربیِ بلژیکی (لین، «جنونِ»، ٢٠٩) از یک سو، و آنری ژوزف پروتَنِ فرانسوی (١٨٤٥-١٩٠٤م) و همکارش، لویی تولون (١٨٢٩-١٨٨٧م)، از سوی دیگر، (پروتن، «رصد ...»، ٣٢٤-٣٢٩؛ نیز تأیید این رصدها در ١٨٨٨م توسط دو نفر اخیر، نک : همو، «آبراههای...»، ٢١٣-٢١٥)، بسیاری از اخترشناسانْ فرضیۀ اسکیاپارلی را دراینباره پذیرفتند.
اسکیاپارلی رویهمرفته تا ١٨٩٠م، ٧ مقابلۀ بزرگ مریخ را رصد کرد که ٤ رصد نخست با دستگاه انکساری ٢١٨ میلیمتری مرتس و ٣ رصد بعدی با دستگاه انکساری ٤٨٨ میلیمتری مرتس ـ رِپزُلد بود (بِرناگوتسی، ١٥٧؛ آبتی، جورجو، ١٦١). رصدهای اسکیاپارلی موجب شد که برخی به وجود حیات هوشمند در مریخ باور داشته باشند. پِرسیوال لُوِل (١٨٥٥-١٩١٦م)، اخترشناس آماتور آمریکایی، یکی از پیروان سرسخت این نظریه بود، چندان که برای اثبات این نظریه، به هزینۀ خود، برای پژوهش دربارۀ مریخ، در ١٨٩٤م رصدخانهای در آریزونا بنیاد نهاد. او از ١٨٩٦م با بهرهگیری از دوربین عکاسی، افزون بر تأیید وجود همۀ کانالهایی که اسکیاپارلی بدانها اشاره کرده بود، ضمن یافتن ١١٦ کانال جدید، عوارض جغرافیایی بیشتری نسبت به اسکیاپارلی بر سطح مریخ یافت و چنین پنداشت که کانالهای آبیاری را بر سطح مریخ یافته است و آن را نشانۀ وجود موجودات هوشمندی در این سیاره دانست (هثرینگتن، passim؛ اشتراوس، ٣٨, ٤٤ - ٤٥؛ گروسِر، ١٧٦). او تا اندکی پیش از درگذشت اسکیاپارلی، پیوسته در اینباره با او نامهنگاری میکرد (مانارا، ١٢-١٦). در ١٩٣٠م اوژِن آنتونیادی (١٨٧٠-١٩٤٤م)، یکی از رصدگران نامدار مریخ، تأکید کرد که اسکیاپارلی با رصدهای پرشمارش، از لحاظ دقت، از همۀ کسانی که ابزارهایی همتای ابزارهای او داشتهاند، پیشی گرفته است (آبتی، جورجو، ١٦١-١٦٢).
اسکیاپارلی در فاصلۀ ١٨٨٢-١٨٨٣م به رصد کیوان (زحل) و بهویژه حلقههای آن پرداخت (اسکیاپارلی، «دربارۀ برخی...»، ٢٢١-٢٢٤، «حلقههای کیوان»، ٢٣٥-٢٣٨). او ٨ سال نیز به رصد سیارۀ تیر (عطارد) و مطالعۀ لکههای تاریکی پرداخت که به شکل نوارهای سایهدار، بر سطح عطارد دیده میشوند و در ١٨٨٩م مقالهای دربارۀ دورۀ تناوب حرکت وضعی این سیاره نوشت. بر پایۀ یافتههای اسکیاپارلی، دورۀ تناوب حرکت وضعی این سیاره دقیقاً برابر با دورۀ تناوب حرکت انتقالی آن، و برابر با ٩٦٩٣/ ٨٧ روز بود (همان، ٢٤١-٢٥٠؛ نیز هولدِن، «خبر...»، ٧٩-٨٢). این مقدار، سالها مورد تأیید اخترشناسان دیگر بود، اما در ١٩٦٥م پِتنِگیل و دایس، با بهرهگیری از ابزارهای بسیار پیشرفته، دریافتند که دورۀ تناوب حرکت وضعی عطارد ٦٥/ ٥٨ روز (یعنی ٣/ ٢ دورۀ تناوب حرکت انتقالی آن) است (دِفرانچِسکو، ١٤٦-١٥٠).
اسکیاپارلی، همزمان با پژوهش دربارۀ سیارۀ تیر، ناهید (زهره) را نیز رصد میکرد. از جمله در ٦ دسامبر ١٨٨٢ گذر این سیاره را از برابر خورشید، از میلان (نک : اسکیاپارلی، «عبور زهره...»، ١٣٧-١٤٢) رصد کرد و اِستانیسلائو فِرّاری نیز همزمان با او این کار را از رم انجام داد (pp. ٢٥٣-٢٥٤). اسکیاپارلی بهویژه میکوشید تا دورۀ تناوب حرکت وضعی سیارۀ ناهید را نیز بیابد. او با بررسی لکههای ناهید، این دورۀ تناوب را تقریباً ٧/ ٢٢٤ روز بهدست آورد (نک : هولدن، «دربارۀ دورۀ ...»، ٢٤٦-٢٤٧؛ دالبیر، همانجا؛ آبتی، جورجو، ١٦٢؛ ماتسوکاتو، ١١٦-١١٧). اسکیاپارلی دربارۀ ستارگان دوتایی نیز به پژوهش پرداخت و برخی ستارههای دوتایی معروف را سالها رصد کرد (آبتی، جورجو، دالبیر، همانجاها).
اسکیاپارلی در ١٩٠٠م، پس از ٤٠ سال پژوهش پیوسته در زمینۀ اخترشناسی نظری و رصدی، به درخواست خود، بازنشسته شد و ازآنپس، بیشتر اوقات خود را به پژوهش دربارۀ تاریخ اخترشناسی، که در طول این سالها از آن غافل نمانده بود، اختصاص داد. کارلو آلفونسو نالّینو، خاورشناس و پژوهشگر نامدار تاریخ اخترشناسیِ دورۀ اسلامی، در روزگار ریاست اسکیاپارلی، از سوی رصدخانۀ برِرا مأمور تصحیح، ترجمه و شرح زیج بَتّانی شد. اسکیاپارلی در کار ترجمۀ این اثر به لاتین و نیز افزودن نکات توضیحی گوناگون بر برخی از فصلهای آن، با نالّینو همکاری کرد که در ضمنِ ترجمۀ نالینو از ١٨٩٩ تا ١٩٠٧م در میلان منتشر شد (نالینو، ٦٤). برخی از آثار اسکیاپارلی دربارۀ تاریخ اخترشناسی که فرصت انتشارشان را یافت، عبارتاند از: ١. «افلاک هممرکز اِئودوکسوس، کالیپوس و ارسطو»، که متن اصلی در ١٨٧٥م و ترجمۀ آلمانی آن در ١٨٧٧م منتشر شد؛ ٢. «اسلاف فکری کُپِرنیک در روزگار باستان: پژوهشی تاریخی» که ترجمۀ آلمانی آن در ١٨٧٦م در لایپزیگ منتشر شد؛ ٣. «اخترشناسی در عهد قدیم»، که به اشارات عهد قدیم به زمین و آسمان، صورتهای فلکی، ستارگان و دیگر مسائل نجومی میپردازد. ترجمۀ انگلیسی این اثر با اصلاحات و افزودههای نویسنده در ١٩٠٥م در کیمبریج منتشر شد.
اسکیاپارلی بر آن بود که اثر بزرگی در تاریخ اخترشناسی روزگار باستان بنویسد، و برای فراهم آوردن آن، متنهای اصلی عبری، آشوری، یونانی و لاتین را مطالعه کرد؛ اما فرصت انتشار آنها را نیافت. مجموعۀ پژوهشهای وی در اینباره در ١٩٢٥تا ١٩٢٧م، همراه با آثاری که پیشتر به آن اشاره شد، بهکوشش شاگردش، لوئیجی گابا، در ٣ جلد به چاپ رسید. جلد نخست این مجموعه به بررسی اخترشناسی در عهد قدیم (روایت ایتالیایی کتابی که پیشتر ذکر شد)، نجوم بابلی و یونان باستان میپردازد. در این بخش، اسکیاپارلی از جمله کوشیده است با بررسی رصدهایی که بابلیها ثبت کردهاند، دربارۀ ظهور و خفای زهره، روزگار انجام آنها را بیابد (نویگباوئر، ٥٩). در آغاز جلد دوم (بازچاپ «افلاک متحد المرکز...»)، اسکیاپارلی بر پایۀ سخنان ارسطو در کتاب لاندای متافیزیک (مابعدالطبیعه) و شرح استادانۀ سیمپلیکیوس، مدل افلاک هممرکز ائودوکسوس را تقریباً بهطور کامل بازسازی میکند و نشان میدهد که این مدل برای نشان دادن رجوع مریخ و زهره ناکارآمد است (یاوِتس، «نقشی نو...»، ٦٩, ٧٥, ٨٦-٩٠، «دربارۀ افلاک ...»، ٢٢١-٢٧٨؛ وان دِر واردِن، ١١٦؛ نیز درایر، ٨٧ ff.؛ مانچا، ٢٦٤, ٢٧٤-٢٨٠؛ تامسن، ١٧١-١٧٤). این جلد با مطالبی دربارۀ گاهشماری نجومی ـ هواشناختی یونانی (مشابه علم انواء نزد اعراب کهن) پایان مییابد. جلد سوم نیز مشتمل بر مقالههایی دربارۀ گاهشماری مصر باستان، رصدهای بابلی، کشف تقدیم اعتدالین و نجوم اِبَرخُس (هیپارخوس) است (آبتی، جورجو، همانجا).
اسکیاپارلی افزون بر عضویت پیوسته در فرهنگستان علوم لینچهای و انجمن سلطنتی اخترشناسی بریتانیای کبیر، تنها فردی بود که عضو پیوسته یا افتخاریِ فرهنگستانهای روسیه، آلمان (پروس)، اتریش و فرانسه بهشمار میرفت (همو، ١٦٠؛ آیتکِن، ١٦٤-١٦٥). وی به دریافت نشان زرین از دولتهای ایتالیا، انگلستان و آلمان، دو جایزۀ لالاند از انستیتو فرانسه (آبتی، جورجو، ١٥٩) و نشان اخترشناسی بروس از انجمن اخترشناسی اقیانوس آرام در ١٩٠٢م (دالبیر، ٣٧-٤٢) مفتخر شده بود. وی در ٤ ژوئیۀ ١٩١٠ در میلان درگذشت (آبتی، آنتونیو، ٣١٣؛ آبتی، جورجو، همانجا؛ ماتسوکاتو، ١١٤).
مآخذ:
Abbetti, A. & G. Abbetti, «Giovanni Virginio Schiaparelli», Astrophysical Journal, ١٩١٠, vol. XXXII;
Abetti, G., «Schiaparelli», DSB, vol. XII;
Aitken, R. G., «Giovanni Virginio Schiaparelli», Publications of the Astronomical Society of the Pacific, ١٩١٠, vol. XXII, no. ١٣٣;
Bernagozzi, A. et al., «Observing Mars with Schiaparelli's Telescope», Proceedings of the III European Workshop on Exo-Astrobiology, Mars: The Search for Life, Madrid, Nov. ٢٠٠٣;
Buffoni, L. et al., «G. V. Schiaparelli and A. Secchi on Shooting Stars», Memorie della Società Astronomia Italiana, ١٩٩٠, vol. LXI, no. ٤;
Burton, C. E., «The Cannals of Mars», Astronomical Register, ١٨٨٠, vol. XVIII;
id., «Cannals on Mars», ibid., ١٨٨٢, vol. XX;
id., «Notes on the Aspects of Mars in ١٨٨٢», Scientific Transactions of the Royal Dublin Society, ١٨٨٣, vol. I;
Chinnici, I., «The Società degli Spettroscopisti Italiani: birth and evolution», Annals of Science, ٢٠٠٨, vol. LXV(٣);
Clerke, A. M., «Burton, Charles Edward (١٨٤٦–١٨٨٢)», Oxford Dictionary of National Biography, Oxford, ٢٠٠٤;
Defrancesco, S., «Schiaparelli's Determination of the Rotation Period of Mercury: A reexamination», Journal of the British Astronomical Association, ١٩٨٨, vol. XCVIII, no. ٣;
Dolbeer, J., «Address of the Retiring President of the Society in Awarding the Bruce Medal to Professor G. V. Schiaparelli», Publications of the Astronomical Society of the Pacific, ١٩٠٢, vol. XIV, no. ٨٣;
Dreyer, J. L. E., History of Astronomy from Thales to Kepler, Cambridge, ١٩٠٦;
Ferrari, S., «Ingresso di Venero sul disco solare osserrato in Roma il ٦ Dicembre ١٨٨٢», Astronomische Nachrichten, ١٨٨٣, vol. CIV, no. ٢٤٨٨;
Finkelstein, A. M. & Y. D. Medvedev, «The first Russian astrophysicist: On the ١٧٥th Anniversary of the Birth of Academician F. A. Bredikhin», Herald of the Russian Academy of Sciences, ٢٠٠٦, vol. LXXVI (٦);
Grosser, M., «The Search for a Planet beyond Neptune», Isis, vol. LV(٢);
Hetherington, N. S., «Lowell, Percival», American National Biography Online, www.anb.org/ articles/ ١٣/ ١٣-٠١٠٢٤.html (Feb. ٢٠٠٠);
Holden, E. S., «Announcement of the Discovery of the Rotation Period of Mercury», by M. Schiaparelli», Publications of the Astronomical Society of the Pacific, ١٨٩٠, vol. II (٧);
id., «On the Rotation Time of the Planet Venus by Professor G. V. Schiaparelli», ibid., ١٩٨٠, vol. II (١٠);
Hollis, H. P., «Herschel, Alexander Stewart (١٨٣٦–١٩٠٧)», Oxford Dictionary of National Biography, Oxford, ٢٠٠٤;
Lane, K. M. D., «Geographers of Mars: Cartographic Inscription and Exploration Narrative in Late Victorian Representations of the Red Planet», Isis, ٢٠٠٥, vol. XCVI;
id., «Mapping the Mars Canal Mania: Cartographic Projection and the Creation of a Popular Icon», Imago Mundi, ٢٠٠٦, vol. LVIII(٢);
Manara, A., «Mars in the Schiaparelli-Lowell's correspondence», Memorie della società astronomica Italiana (Journal of the Italian Astronomical Society) : Supplement, ٢٠٠٥, vol. VI;
Mancha, J. L., «Right Ascensions and Hippopedes: Homocentric Models in Levi ben Gerson′s Astronomy: I. First Anomoly», Centaurus, ٢٠٠٥, vol. XLV;
Mazzucato, M. T., «Giovanni Virginio Schiaparelli», Journal of the Royal Astronomical Society of Canada, ٢٠٠٦, vol. C (٣);
Nallino, C. A., introd. to Opus Astronomicum by al-Battani, Milan, ١٩٠٣ (repr. Frankfurt am Main, ١٩٩٧);
Neugebauer, O., «The Chronology of the Hammurabi Age», Journal of the American Oriental Society, ١٩٤١, vol. LXI, no. ١;
Perrotin, M., «Les canaux de Mars: Nouveaux changements observes sur cette planète», Astronomie, ١٨٨٨, vol. VII;
id., «Observations des canaux de Mars», Bulletin Société Astronomique de France, ١٨٨٦, vol III;
Schiaparelli, G. V. , «Beobachtung der Hesperia (٦٩)», Astronomische Nachrichten, ١٨٦٢, no. ١٣٧٣;
id., «Beobachtungen und Elemente des Cometen II. ١٨٦٢», ibid., ١٨٦٢, no. ١٣٧٦;
id., «Beobachtungen, Elemente und Ephemeride des Cometen III. ١٨٦٤», ibid., ١٨٦٥, no. ١٤٩٤;
id., «Elemente und Ephemeride der Hesperia (٦٩)», ibid., ١٨٦٢, no. ١٣٦٤;
id., «Entdeckung eines neuen Planeten (٦٨)», ibid., ١٨٦١, no. ١٣٠٩;
id., «Fortgesetzte Beobachtungen des in Mailand entdeckten Planeten (٦٨) Hesperia», ibid., ١٨٦١, no. ١٣١٠;
id., «The Rings of Saturn», Observatory, ١٨٨٣;
id., «On some Observations of Saturn and Mars», Observatory, ١٨٨٢, vol. V;
id., «Ingresso di Venere sul disco solare, osservato a Milano il ٦ Dicembre ١٨٨٢», Astronomische Nachrichten, ١٨٨٣, no. ٢٤٨١;
id., «Sur la relation qui existe entre les comètes et les étoiles filantes» ibid., ١٨٦٧, vol. LXVIII(٢٠-٢١);
Strauss, D., «Percival Lowell, W. H. Pickering and the Founding of the Lowell Observatory», Annals of Science, ١٩٩٤, vol. LI (١);
Van der Waerden, B. L., «Greek Astronomical Calendars: II. Callippos and his Calendar», Archive for the History of Exact Science, ١٩٨٤, vol. XXIX(٢);
Yavetz, I., «A New Role for the Hippopede of Eudoxus», Archive for the History of Exact Sciences, ٢٠٠١, vol. LVI, no. ١;
id., «On the Homocentric Spheres of Eudoxus», ibid., ١٩٩٨, vol. LII, no. ٣;
Thomason, N., «Could Lakatos, Even with Zahar's Criterion for Novel Fact, Evaluate the Copernican Research Programme?», The British Journal for the Philosophy of Science, ١٩٩٢, vol. XLIII, no. ٢.
یونس کرامتی