دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٩٦ - آذر برزین نامه
آذر برزین نامه
نویسنده (ها) :
فتح الله مجتبایی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٣٠ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آذَرْ بُرْزینْ نامه ](a)[āzar-borzīn-nāme، مـنـظـومهای حماسی به زبان فارسی، در بحر مُتقارِب مُثَّمن مقصور یا محذوف، به تقلید شاهنامۀ فردوسی، دربارۀ آذربرزین، پسر فرامرز و نوادۀ رستم، از سلسلۀ روایات مربوط به خاندان گرشاسب (مانند گرشاسپنامه، بانو گُشَسبنامه، شهریارنامه، بُرزونامه).
هنگامی که فرامرز، پدر آذربرزین، در سیستان به دست بهمن کشته شد، آذربرزین در هندوستان میزیست و چون از جنگ میان بهمن و فرامرز باخبر شد، به یاری پدر شتافت «و نزدیک لشکرگاه بهمن از دریا برآمد و لشکر بهمن را از آنِ پدر خود پنداشت و دوستوار به جانب آن رفت و گرفتار شد. بهمن او را با خود از سیستان سوی بلخ برد، لیکن در میان راه، رستم تورگیلی، یکی از پهلوانان آن روزگار، به یاری او آمد و وی را از بند رهایی داد. آذربرزین پس از رهایی از بند بهمن با او به جنگ برخاست و میان او و بهمن کارزارها رفت، تا سرانجام، پادشاه کیان به حصاری پناه برد و آخر کار به صلح با آذربرزین تن در داد؛ آذربرزین جهان پهلوان او گشت» (صفا، تاریخ...، ٢/٣٦٥).
نسخهای از آذربرزیننامه در کتابخانۀ موزۀ بریتانیا نگهداری میشود که سراسر آن از چند برگ تجاوز نمیکند و بخشی است از مجموعهای که منظومۀ بهمننامه و قسمتهایی از اواخر شاهنامه بخشهای اصلی آن است. عنوان این منظومه در نسخۀ موجود چنین است: «آغاز داستان آذربرزین، پورزال زر که از دختر شاه صور کشمیری است و این یک قسم آذربرزیننامه است»، و با آنکه داستان آذربرزین را از زمان ولادت تا مرگ او شامل است، از شمارۀ ابیات و عنوان آن چنین برمیآید که خلاصه گونهای است از داستان پهلوانیهای آذربرزین، و نام سرایندۀ آن نیز در نسخه دیده نمیشود (ریو، شم ١٩٧).
در منظومۀ بهمننامه، که بخشی از همین مجموعه است و عنوان آن چنین است: «در ستایش کردن باری تعالی، و آغاز داستان بهمننامه و آذربرزین، و ستایش کردن سلطان محمود، و چگونگی ایشان»، داستان آذربرزین و کارهای او به تفصیل بیشتر آمده است. این منظومه در ٤٩٥ق/١١٠٢م، ١٠ سال پس از مرگ ملکشاه سلجوقی و در زمان سلطنت بَرْکیارُق (٤٨٥-٤٩٨ق/١٠٩٢-١١٠٤م) سروده شد، و ظاهراً ذکر نام «سلطان محمود» که در عنوان و نیز در پایان آن دیده میشود، اشتباه کاتبان است (همانجا)؛ ولی احتمال دیگر آن است که شاعر در اصل این منظومه را به نام سلطان محمود، فرزند خردسال ملکشاه (و پسر ترکان خاتون) که مدت کوتاهی بعد از مرگ پدرش بر تخت نشانده شد (٤٨٥ق/١٠٩٢م)، سروده بوده، و سپس در زمان سلطنت برکیارق آن را به نام این پادشاه درآورده است و کاتبان دورههای بعد، عنوان نسخۀ اول را بر نسخۀ دوم نهادهاند. سرایندۀ بهمننامه چند سال بعد، بار دیگر در این منظومه تجدیدنظر کرده، و آن را به محمدشاه سلجوقی (د ٥١١ق/١١١٧م)، پسر دیگر ملکشاه، تقدیم داشته است. در این تحریر جدید که نسخهای از آن نیز در کتابخانۀ موزۀ بریتانیا نگهداری میشود (همو، شم ٢٠١)، مقدمه مفصلتر است و در پایان نیز داستان تا سلطنت همای ادامه مییابد.
چنانکه گفته شد، سرایندۀ آذربرزیننامه ناشناخته است، لیکن تصنیف بهمننامه که در اواخر آن داستان آذربرزین به تفصیل آمده است، به چند کس نسبت داده شده است:
١. در نسخۀ کتابخانۀ موزۀ بریتانیا (همانجا) که در ربیعالاول ٨٠٠/ دسامبر ١٣٩٧ استنساخ شده است، نام مصنف «حکیم آذری» آمده است. ریو حدس میزند که این بهمننامه را با بهمننامهای که شیخ آذری طوسی (٧٨٤-٨٦٦ق/١٣٨٢-١٤٦٢م) در تاریخ بهمنیان دکن سروده است، اشتباه کردهاند (همانجا)، لیکن بهمننامه آذری طوسی بعد از ٨٣٠ق/١٤٢٧م، و در دوران سلطنت احمدشاه بهمنی (٨٢٠- ٨٣٨ق/١٤١٧-١٤٣٥م) سروده شده (صفا، تاریخ، ٤/٣٢٥- ٣٢٨)، و نسخۀ بهمننامۀ موزۀ بریتانیا مورخ ربیعالاول ٨٠٠ است، مگر اینکه عبارت «بهمننامه از منظومات حکیم آذری» را بعدها به این نسخه افزوده باشند، ولی بخش دیگری از همین نسخۀ موزۀ بریتانیا منظومهای است به نام کوشنامه از همان سرایندۀ بهمننامه کهآننیز بهمحمدشاه سلجوقی تقدیمشده، و نام سرایندۀ آن هم در نسخه «حکیم آذری» قید شده است (ریو، شم٢٠١).
٢. در مجمل التواریخ و القصص، که در ٥٢٠ق/١١٢٦م نگارش یافته، از بهمننامه ذکری به میان آمده (ص ٩٢)، و سرایندۀ آن ایرانشاه بن ابیالخیر گفته شده است.
٣. رضاقلی هدایت در مجمع الفصحا در دو جا (١/٢٩٧- ٢٩٨، ٣/١١٥٤) ذکر بهمننامه را آورده، و آن را به جمالی مهریجردی، از شعرای دورۀ سلجوقی نسبت داده است. از این میان، اشارۀ مجمل التواریخ والقصص، به سبب همعصری نویسندۀ آن با سرایندۀ این منظومه، به صحت نزدیکتر است.
از بهمننامه دو نسخۀ دیگر در کتابخانۀ ملی پاریس محفوظ است (نک : بلوشه، ج III، شم ١١٩٢, ١١٩٣) و نسخهای ازآن در ١٣٢٥ق/١٩٠٧م،بهکوشش رستمبن بهرامتفتی در مطبعۀ فیضرسان بمبئی به چاپ رسیده است (آربری، /٦٦(٦)II؛ مشار، ١/٥٢٦).
مآخذ
صفا،ذبیحالله، تاریخادبیاتدرایران،تهران،١٣٦٣ش؛
همو،حماسهسرایی در ایران، تهران، ١٣٣٣ش؛
مجمل التواریخ والقصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران،١٣١٨ش؛
مشار،خانبابا،فهرست چاپی کتابهای فارسی، تهران، ١٣٥٠-١٣٥٥ش؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، بهکوششمظاهر مصفا، تهران،١٣٣٦-١٣٤٠ش؛
نیز:
Arberry, A. J., Catalogue of the Library of the Indian Office, Persian Books, London, ١٩٣٧;
Blochet, E., Catalogue des manuscrits Persans de la Bibliothèque nationale, Paris, ١٩٢٨;
Rieu, Ch., Supplement to the Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٥.
فتحالله مجتبایی
آذَرْ بُرْزینْنامه، منظومهای حماسی به زبان فارسی، در بحرِ مُتقارِب مُثَّمن مقصور با محذوف، به تقلید شاهنامۀ فردوسی، دربارۀ آذر برزین پسر فرامرز و نوادۀ رستم، از سلسلۀ روایات مربوط به خاندان گرشاسب (مانند گرشاسپنامه، بانو گُشَسبنامه، شهریارنامه، بُرزونامه).
هنگامی که فرامرز، پدر آذربرزین، در سیستان به دست بهمن کشته شد، آذر برزین در هندوستان میزیست و چون از جنگ میان بهمن و فرامرز باخبر شد، به یاری پدر شتافت «و نزدیک لشکرگاه بهمن از دریا برآمد و لشکر بهمن را از آنِ پدر خود پنداشت و دوستوار به جانب آن رفت و گرفتار شد. بهمن او را با خود از سیستان سوی بلخ برد، لیکن درمیان راه رستم تورگیلی، یکی از پهلوانان آن روزگار، به یاری او آمد و وی را از بند رهایی داد. آذر برزین پس از رهایی از بند بهمن با او به جنگ برخاست و میان او و بهمن کارزارها رفت، تا سرانجام پادشاه کیان به حصاری پناه برد و آخر کار به صلح با آذربرزین تن در داد، آذربرزین جهان پهلوان او گشت» (صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ٢/٣٦٥).
نسخهای از آذربرزین نامه در کتابخانۀ موزۀ بریتانیا نگهداری میشود که سراسر آن از چند برگ تجاوز نمیکند و بخشی است از مجموعهای که منظومۀ بهمننامه و قسمتهایی از اواخر شاهنامه بخشهای اصلی آن است. عنوان این منظومه در نسخۀ موجود چنین است: «آغاز داستان آذربرزین پورزال زر که از دختر شاه صور کشمیری است و این یک قسم آذربرزین نامه است»، و با آنکه داستان آذربرزین را از زمان ولادت تا مرگ او شامل است، از شمارۀ ابیات و عنوان آن چنین برمیآید که خلاصهگونهای است از داستان پهلوانیهای آذر برزین، و نام سرایندۀ آن نیز در نسخه دیده نمیشود (ریو، شمـ ١٩٧).
در منظومۀ بهمننامه، که بخشی از همین مجموعه است و عنوان آن چنین است: «در ستایش کردن باری تعالی، و آغاز داستان بهمننامه و آذربرزین، و ستایش کردن سلطان محمود، و چگونگی ایشان»، داستان آذربرزین و کارهای او به تفصیل بیشتر آمده است. این منظومه در ٤٩٥ق/١١٠٢م، ١٠ سال پس از مرگ ملکشاه سلجوقی و در زمان سلطنت بَرْکیارُق (٤٨٦- ٤٩٨ق/١٠٩٣-١١٠٥م) سروده شد، و ظاهراً ذکر نام «سلطان محمود» که در عنوان و نیز در پایان آن دیده میشود، اشتباه کاتبان است (همانجا)؛
ولی احتمال دیگر آن است که شاعر در اصل این منظومه را به نام سلطان محمود، فرزند خردسال ملکشاه (و پسر ترکان خاتون) که مدت کوتاهی بعد از مرگ پدرش بر تخت نشانده شد (٤٨٥ق/١٠٩٢م) سروده بوده، و سپس در زمان سلطنت برکیارق آن را به نام این پادشاه درآورده است، و کاتبان دورههای بعد عنوان نسخۀ اول را بر نسخۀ دوم نهادهاند. سرایندۀ بهمننامه چند سال بعد بار دیگر در این منظومه تجدیدنظر کرده و آن را به محمدشاه سلجوقی (د ٥١١ق/١١١٧م) پسر دیگر ملکشاه، تقدیم داشته است. در این تحریر جدید، که نسخهای از آن نیز در کتابخانۀ موزۀ بریتانیا نگهداری میشود (همو، شمـ ٢٠١). مقدمه مفصلتر است و در پایان نیز داستان تا سلطنت همای ادامه مییابد.
چنانکه گفته شد، سرایندۀ آذربرزین نامه ناشناخته است، لیکن تصنیف بهمننامه، که در اواخر آن داستان آذربرزین به تفصیل آمده است، به چند کس نسبت داده شده است: