دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٦٨ - اسفراینی، ابومحمد نورالدین
اسفراینی، ابومحمد نورالدین
نویسنده (ها) :
فریبا جایدرپور
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٦ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اسفراینی \ esfarāyeni\ ، ابومحمد نورالدین عبدالرحمان بن محمد کِسرِقی (٦٣٩-٧١٧ق/ ١٢٤٢-١٣١٧م)، از مشایخ طریقت کُبرَویه و بنیادگذار شعبۀ نوریۀ اسفراینیه.
به گفتۀ علاءالدولۀ سمنانی، خلیفۀ اسفراینی، او در روستای کِسرِق، از توابع شهر اسفراین، زاده شد (نک : لاندلت، ٦ ؛ نیز نک : علاءالدوله، «تذکرة...»، ٣١٦). از کودکی با آداب و اعمال خانقاهی آشنا شد و سپس تحت تعلیم و ارشاد شیخ احمد جورپانی، از مشایخ کبرویه، قرار گرفت و پس از فراگیری کامل آداب طریقت از شیخ احمد (اسفراینی، کاشف...، ٢٠-٢١، «فی کیفیة...»، ١٤٨) و مشایخ دیگر، و طی مراحل و مقامات سلوک، به قصد سفر حج از خراسان به عراق آمد. او در ٦٧٥ق در بغداد اقامت گزید و در آنجا اثر خود، «فی کیفیة التسلیک و الاجلاس فی الخلوة» را تألیف کرد (نک : ص ١١١-١١٢).
حضور اسفراینی در بغداد در مدتی بیش از ٤٠ سال سبب شد که یکی از مراکز مهم سلسلۀ کبرویه در این شهر پدید آید (لاندلت، ١٥).
اسفراینی دربارۀ سیاست ملکداری و نسبت قدرت دینی با قدرت حکومتی عقاید خاصی داشت و رابطۀ قدرت دینی و دنیایی را چون رابطۀ ملکوت و ملک میدانست و عارف را قطب ملکوت، و سلطان را قطب ملک میشمرد؛ به باور او، همانگونه که اعضای بدن پیرو دلاند، مردمان جامعه نیز در صلاح و فساد، پیرو پادشاهاند (نک : اسفراینی، «فی کیفیة»، ١٤٥). اسفراینی بر مفهوم «ولایت» تأکید دارد و میراث روحی پیامبر(ص) را اساس و زیربنای حکومت و سلطنت میداند (لاندلت، ١٧, n. ٩٤).
تأثیر افکار و سخنان اقطاب سلسلۀ کبرویه، بهویژه مجدالدین بغدادی(د ٦١٦ق) که خود از نمایندگان برجستۀ مکتب وحدت شهودی است، در افکار و آثار اسفراینی آشکار است؛ چنانکه او در تفسیر قول مشهور «لیس فی الوجود غیرالله» از نظر بغدادی پیروی میکند و میگوید که این بدان معنی است که عارف هستی حق را در خود مشاهده کند و گمان بَرَد که آن هستی خود اوست و حال آنکه هستی او غیر از هستی «حق» است. وی همچنین میگوید که هستی حق، وجود عارف را چنان فرا میگیرد که ذات خود را نمیبیند و هرچه میبیند، تجلی حق است ( کاشف، ٥٠).
اسفراینی با وجود تمسک به وحدت شهودی، با آراء وحدت وجودی ابنعربی بهشدت مخالفت داشته است (نک : علاءالدوله، «مکتوبات»، ٣٣٧-٣٤٢).
نثر اسفراینی روان، ساده و آراسته به اشعار خود اوست که بیشتر در قالب رباعی و با مضامین عرفانی سروده شدهاند (برای نمونه، نک : کاشف، ١٤، ١٩، ٢٧، ٣٤، «پاسخ به...»، ٨٧ ، «فی کیفیة»، ١٣٧، ١٣٩، مکاتبات، ٢٨، ٥٢). اثر دیگر او کاشف الاسرار است که همراه رسالۀ «فی کیفیة التسلیک و الاجلاس فی الخلوة» در تهران به چاپ رسیده است.
تذکرهنویسان تاریخ درگذشت اسفراینی را به اختلاف، ٦٩٥، ٧٠٠ و ٧٢٢ق آوردهاند (غلام سرور، ٢٨١؛ فصیح، ٣٨٣؛ نوربخش، ٥٩).
مآخذ
اسفراینی، نورالدین عبدالرحمان، «پاسخ به چند پرسش»، همراه کاشف الاسرار، بهکوشش هرمان لاندلت، تهران، ١٣٥٨ش؛ همو، «فی کیفیة التسلیک و الاجلاس فی الخلوة» (رساله در روش سلوک و خلوتنشینی)، همان؛ همو، و علاءالدولۀ سمنانی، مکاتبات، بهکوشش هرمان لاندلت، تهران، ١٣٥١ش/ ١٩٧٢م؛ علاءالدولۀ سمنانی، «تذکرةالمشایخ»، مصنفات فارسی، بهکوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٦٩ش؛ همو، «مکتوبات»، همان؛ غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیاء، لکهنو، ١٢٩٠ق، ج٢؛ فصیحخوافی، احمد بن محمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩-١٣٤١ش، ج ٢؛ نوربخش قهستانی، محمد بن عبدالله، «سلسلة الاولیاء»، بهکوشش محمدتقی دانشپژوه، جشننامۀ هانری کربن، بهکوشش حسین نصر، تهران، ١٣٥٦ش؛ نیز:
Landolt, H., introd. to Kâshif al-Asrâr (vide: PB, Esfarāyeni).
فریبا جایدرپور (دبا)