دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٥٢ - ارته فرنه
ارته فرنه
نویسنده (ها) :
پرویز رجبی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَرْتهفَرْنَه [arta farnah]، یا اَرته فِرْنِس، نام چند تن از بلندپایگان ایران قدیم:
١. پسر ویشتاسپ، برادر داریوش و یکی از ٧ یار داریوش به هنگام قیام او برضد بردیا (اشیل، I/١٧٧؛ امستد، ١٠٩) و به احتمال قوی کشندۀ بردیا (همانجا؛ نیز نک : یوستی، ٣٣). ارتهفرنه یکی از شهربانان بزرگ دوران فرمانروایی داریوش در قلمرو غربی ایران هخامنشی، و یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ سیاسیـ نظامی ایران و یونان در این دوره است. کتاب پنجم هرودت بهترین منبعی است که دربارۀ ارته فرنه در دست است. ارته فرنه به هنگام عبور داریوش از داردانل برای حمله به سکاها در ٥١٢قم (امستد، ١٥٠) همراه او بود و هنگامی که داریوش به شوش باز میگشت، او را نایبالسلطنۀ خود در سارد و ناظر بر شهرهای یونانی ایونیه کرد (همانجا). ارته فرنه با سپاه نیرومند و کشتیهای فراوانش فرمانروای تمامی کرانههای دریا در آسیای صغیر بود (هرودت، III/٣١). در ٥١٠قم که آتنیها به رهبری کلیستِنِس، فرمانروای مستبد آتن، هیپیاس را برکنار کردند، نمایندگانی برای ایجاد اتحاد با ایران و در مقابل، باز گذاشتن دست ارتهفرنه در سرزمین اروپا نزد او فرستادند (امستد، ١٥١-١٥٢). ارته فرنه این اتحاد را به گرفتن آب و خاک برای داریوش مشروط کرد و نمایندگان پیشنهاد او را پذیرفتند (هرودت، III/٨١, ٨٣). در ٥٠٥قم هیپیاس، فرمانروای برکنار شدۀ آتن، به سارد نزد ارته فرنه آمد و از او برای بازگشت به قدرت کمک خواست. ارته فرنه از آتنیها خواست تا هیپیاس را از نو به فرمانروایی بپذیرند، اما آنان نپذیرفتند و بر آن شدند که با ایران وارد جنگ شوند (همو، III/١١٧).
در این میان، مردم ایونیه تصمیم گرفتند که سر به شورش بردارند و خود را از قید فرمانروایانی که ایرانیان بر آنان تحمیل کرده بودند، رها کنند. رهبر آنها آریستاگوراس (ه م) بود که همراه عدۀ دیگری از هموطنانش در دربار ایران در شوش تحت نظر به سر میبرد. به دلیل تقاضای تبعیدیان برای بازگشت به جزیرۀ خود، آریستاگوراس از فرصت استفاده کرد و از ارته فرنه تقاضا کرد ١٠٠ کشتی برای بازگرداندن تبعیدیان اختصاص دهد و وعده کرد که اینان پس از بازگشتشان به میهن، اسباب فرمانروایی ایرانیان را بر جزیرههای کیکلادِس (مجمعالجزایر یونان) فراهم خواهند آورد. ارته فرنه این پیشنهاد را با داریوش در میان نهاد و در بهار ٥٠٠قم، ٢٠٠ کشتی ٣ ردیفی، با ناخدایان اغلب غیریونانی، برای آریستاگوراس فرستاده شد و فرماندهی ناوگان به جای آریستاگوراس به مگاباتِس، پسر عموی شاه سپرده شد (همو، III/٣١, ٣٣, ٣٥). آتن نیز که از تقاضای ارته فرنه درمورد پذیرفتن هیپیاس خشمگین بود، ٢٠ کشتی به یاری شورشیان میلتوس فرستاد (همو، III/١١٩). در برخورد سختی که در سارد میان سپاهیان ارته فرنه و یونانیان متحد پیش آمد (٤٩٨قم)، با اینکه باروی حصیری مقر ارته فرنه به آتش کشیده شد، سردار ایرانی به کمک داوریسِس، هیمائِس و اوتانِس (هوتانه)، که هر ٣ دامادهای داریوش بودند، مهاجمان را فراری داد (همو، III/١٢١, ١٢٣, ١٢٥, ١٣٩).
پس از پیروزی ایرانیان در افسوس، از ارته فرنه خواسته شد تا شورش ایونیه را بخواباند. در این عملیات هوتانه نیز همراه او بود (همو، III/١٤٣). در این میان، داریوش از هیستیائیوس، فرمانروای پیشین مِلِتی که در دربار ایران به سر میبرد، نیز خواست که به سارد برود و در خوابانیدن شورش ایونیه به ارتهفرنه کمک کند. در سارد، چون هیستیائیوس برای رسیدن به قدرت دست به خیانت زد، به دستور ارتهفرنه دستگیر، و اعدام شد. ارتهفرنه سرهیستیائیوس را به شوش نزد داریوش فرستاد (همو، III/١٧٥, ١٧٧).
ارتهفرنه پس از آرام کردن منطقه دست به کارهای بنیادی زد، از آن جمله: پیرایش قانون ایونیه و ترغیب مردم به آشتی ملی، تنظیم آییننامههای ناظر بر ارتباطهای مردم شهرهای مختلف (همو، III/١٨٧, ١٨٩)، گردن نهادن به داوری و مساحی زمینها و تعیین مالیاتهای جدید در ٤٩٣قم. البته میزان این مالیاتها بیشتر از پیش نبود. ارتهفرنه برای گرفتن مالیات، از روش آشوریها برای سرشماری بهره جست. او همچنین شهرها را در حفظ قوانین خودشان آزاد گذاشت. در نتیجۀ این اصلاح بزرگ بود که دوباره جمعیت رو به افزایش گذاشت و مردم از رفاه برخوردار شدند (امستد، ١٥٧).
از کارهای مهم دیگر ارته فرنه، تعیین تکلیف در اختلاف بر سر جانشینی داریوش، میان خشیارشا و برادرش، به نفع خشیارشا بود (نک : پاولی، III/١٣٠٦-١٣٠٧).
٢. ارتهفرنه، پسر ارتهفرنه پیشین. پس از لشکرکشی نافرجام ماردونیوس، داماد داریوش در ٤٩٢قم به یونان و بازگشتش به آسیا (هرودت، III/١٨٩؛ امستد، ١٥٩)، داتیس مادی و ارتهفرنه، برادرزادۀ شاه جانشین او شدند و در ٤٩٠قم به کیلیکیه رسیدند. در نبردهای چندی که میان ارتهفرنه و یونانیان روی داد، با اینکه نخست برد با سپاه ایران بود، سرانجام چون ارتهفرنه در ٤٩١ یا ٤٩٠قم در جلگۀ ماراتون شکست خود را نزدیک دید و یا شکست خورد (اشیل، I/١٠٩, ١٢٣؛ یوستی، ٣٣)، با اسیران خود راه شوش را پیش گرفت(هرودت، III/٢٥٣ff.؛ امستد، ١٦١). ارتهفرنه به هنگام لشکرکشی خشیارشا به یونان، فرمانده لیدیاییها و میکیان بود (هرودت، III/٣٨٥).
٣. ارتهفرنه، فرستادۀ اردشیر اول هخامنشی به اسپارت. او در ٤٢٥قم به سفارت اسپارت رفت، اما آتنیها به سرکردگی آریستیدس، یکی از فرماندهان نیروی دریایی، او را در ایون بر سرراه لاکدایمون دستگیر کردند وبه آتن فرستادند و سپس او را از آتن به ایران بازگرداندند (توسیدید، II/٢٩٧؛ یوستی، ٣٣).
٤. ارتهفرنه، یکی از صاحبمنصبان نظامی فارنابازوس در جنگ با یونان در زمان داریوش. او در ٤١٣قم به یاری کونون، سردار آتنی سپاه ایران در زمان داریوش دوم و اردشیر دوم شتافت (دیودروس، VI/٢٢٥, ٢٢٧, ٢٢٩).
٥. ارتهفرنه، یکی از ساتراپهای آسیا (پاولی، III/١٣٠٨).
٦. ارتهفرنه، پسر مهرداد ششم. او در ٦٣قم همراه برادر کوچکترش تسلیم مردم فِنهگوریا که او را در دژ شهرش محاصره کرده بودند، شد و در ٦١قم از سوی پومپیوس به نمایش گذاشته شد (همانجا).
مآخذ
Aeschylus, Suppliant Maidens, Persians…, tr. H.W. Smyth, London, ١٩٧٣;
Diodorus of Sicily, Bibliotheca historica, tr. C.H. Oldfather, London, ١٩٦٣-١٩٧٠;
Herodotus, The History, tr. A.D. Godley, London, ١٩٥٧;
Justi, F., Iranisches Namenbuch, Hildesheim, ١٩٦٣;
Olmstead, A. T., History of Persian Empire, Chicago/London, ١٩٦٦;
Pauly;
Thucydides, History of Peloponnesian War, tr. Ch. F. Smith, London, ١٩٧٥.
پرویز رجبی