دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢٢ - اسدود
اسدود
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٥ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسدود \ asdud\ ، يكی از ٥ شهر فلسطين باستان. اين نام را به صورت اِسدود (نک : PR, ١٥٢٨؛ هورویتس، ٢٩٦؛ دباغ، ١(٢)/ ٢٩) و سدود (عطاءالله، ٧٢، ١٠٢، ١٩٠؛ رافق، ٧٦٥) نيز نوشتهاند. جغرافیدانان مسلمان آن را ازدود آوردهاند (مقدسی، ٢٧٧؛ مسعودی، ٢٧٣؛ ابنخردادبه، ٧٦). در تورات به صورت اشدود (یوشع، ٢٢:١١، کتاب اول سموئیل، ٦:٥-٧، اعمال رسولان، ٤٠:٨؛ هاکس، ٦٩) و در منابع لاتین به شكل ازتوس (یوزفوس، II(١)/ ٧٣؛ هرودت، ٤٦٩؛ PR, ٢٦٤٥) آمده است.
اسدود در شمال عسقلان و جنوب یبنا (یمنیا)، در فاصلۀ ٥/ ٤ كیلومتری از دریای مدیترانه، در دشتی حاصلخیز و در ارتفاع ٤٢ متری از سطح دریا قرار داشته است (کوک، نقشۀ II؛ PR, ٢٦٤٦؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٤؛ «فرهنگ...»، ٧٠؛ III/ ٦٩٥ , EJ ١). فاصلۀ این شهر تا غزه ٤٠ كم بود (دباغ، ١(١)/ ٣٠٤) و رود صقریر از شمال آن میگذشت (عطاءالله، ٦٢).
اسدود یكی از كهنترین شهرهای فلسطین و جهان است. این شهر منابع آب كافی و دژی مستحكم داشت و در دهانۀ حاصلخیزترین وادیهای فلسطین واقع بود (اسمیث، ١٤٠). بنیادگذاری آن را برخی به فراریان اریتره (PR، همانجا)، و برخی دیگر به مهاجرانی از آسیای صغیر یا كرِت و دیگر جزایر دریای اژه نسبت میدهند (حِتّی، ١٩٦؛ گلوک، ٦) كه در سدههای ١٣ و ١٢قم به سواحل مدیترانه آمدند (همانجا). اسدود باستان را شهری ساحلی و گاه شهری در قسمتهای داخلی (خشكی) نام بردهاند. این بدان معناست كه دستكم بخشی از اسدود در آن هنگام، به صورت بندر بوده است (PR، همانجا). هم از این روست كه در زمان آشوریان، از این شهر بهعنوان بندری مجهز یاد كردهاند (اُمستد، ١٩٤). از این بندر باستانی بهعنوان اشدودیام (اسدود كنار دریا) نیز نام بردهاند ( EJ ١، همانجا).
پمپونیوس (سدۀ ١م)، جغرافیدان روم باستان، این شهر را بندری در عربستان نامیده، كه ظاهراً بقایای آن در زیر ماسههای ساحلی مدفون است (نک : اسمیث، ١٠٤, n. ٣). یافتههای باستانشناختی نیز نشاندهندۀ موقعیت تجارت دریایی اسدود است. گرچه این شهر در نزدیكی «جادۀ ساحلی»، راه تجاری مشهور نزدیك دریا، قرار داشت، در كنار دریا نبود ( EJ ١، همانجا). از میان شهرهای فلسطین، تنها عسقلان را در كنار دریا دانستهاند (اسمیث، ١٣٩). اسدود برای هر دو سرزمین مصر و سوریه در دورۀ باستان اهمیت فراوانی داشت (PR، همانجا).
اسدود در كنار شهرهای غزه، عسقلان، عقرون (اكرون) و جت، یكی از ٥ شهر مشهور فلسطینیان (صحیفۀ یوشع، ٣:١٣-٤؛ حتی، ١٩٧؛ دباغ، ١(١)/ ٥٣٧)، و ظاهراً مهمترین آنها بهشمار میرفت (PR، نیز «فرهنگ»، همانجاها؛ «اطلس...»، ١١٢، ٨٦).
به این ترتیب، فلسطینیان با در اختیار داشتن شهرهای مهم و برخورداری از فرهنگی پیشرفته، نسبت به دیگر اقوام، نقشی اساسی در اقتصاد و تجارت بر عهده داشتند (کنزلمان، ١٢٧). سفالهای بهدست آمده از این ناحیه به سفالهای یونانی شباهت دارد. فلسطینیان در استخراج و بهرهگیری از آهن و نیز استفاده از ارابههای جنگی ممتاز بودند (حمیدی، ٣٠).
اسدود ظاهراً تا سدۀ ٨ قم مستقل، و در دست فلسطینیان بود، اما در این زمان، عزّیا، پادشاه یهود، آنجا را تصرف كرد (هاکس، ٦٩) و پس از اشغال شهر، باروی آن را ویران ساخت («فرهنگ»، ٧٠؛ EJ ١، همانجا)؛ البته بنیاسرائیل قادر به حفظ این شهر و تسخیر آبادیهای پیرامونی آن نشدند (EB ، ذیل «اشدود»).
فلسطینیان در اسدود معبدی برای داگون (داجون)، خدایی كه در نواحی ساحل شرقی مدیترانه از فینیقیه تا فلسطین باستان پرستش میشد (حمیدی، ٣٠-٣١)، برپا داشته بودند. در ١٠٥٠قم هنگامی كه تابوت عهد به دست فلسطینیان افتاد ( EJ ١، همانجا؛ مجمل التواریخ، ١٤٢-١٤٣)، آن را از «ابن عزر» به اسدود بردند و در كنار مجسمۀ داگون جای دادند (کتاب اول سموئیل، ١:٥-٢؛ مقار، ٥٢٢؛ هاکس، ٦٩، ٢٣٨؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٢).
اسدود در ٧٣٤ قم به تصرف آشوریان درآمد ( EJ ١، همانجا). در حدود ٧١٤ قم مردم شهر، از پرداخت خراج سر باز زدند و همسایگان اسدود نیز از آنان پیروی كردند. البته این شورش دیری نپایید (امستد، ٢١٨) و در ٧١٣ قم سارگُن دوم اسدود را به تصرف درآورد (هاکس، ٦٩؛ «فرهنگ»، همانجا؛ EJ ١, XIV/ ٨٨١, XVI/ ١٥٠٤). پس از آن، این شهر به صورت مركز ولایتی آشوری درآمد (همان، III/ ٦٩٥)، هر چند سارگن دوم برای این ولایت، خودمختاری قائل شد (امستد، ٢٩٧, ٣٠٩). با افول قدرت آشوریان، فرعون مصر (ح ٦٣٠قم) این شهر را به تصرف خود درآورد («فرهنگ»، همانجا؛ امستد، ٦٣٥؛ PR, ٢٦٤٦) به نوشتۀ هرودت، فرعون مصر ٢٩ سال اسدود را در محاصره داشت؛ همچنین او نوشته است كه اسدود تنها شهری است كه توانست این زمان طولانی را در برابر محاصره مقاومت كند (٤٦٩, ٤٧١).
یهودیان در زمان سلطۀ ایرانیان بر اسدود (سدۀ ٥ قم)، با آنان به مقابله برخاستند (EJ ١, III/ ٦٩٦؛ «فرهنگ»، همانجا).
در دورۀ هلنی، اسدود هنوز مركز ناحیه بود و تا مدتها بهعنوان دژ مستحكم یونانی بهشمار میآمد (EJ ١، همانجا). یهودیان در این هنگام به رهبری یهودای مكابی شورش کردند و اگرچه تا اسدود پیش رفتند، شكست خوردند و رهبرشان در ١٦٠قم كشته شد ( «اطلس»، ١٣٤)؛ مكابی در ١٦٣قم، بتهای معبد اسدود را از میان برد و برادر (جانشین) او در ١٤٨قم آنجا را به آتش كشید (اسمیث، ١٤٠-١٤١؛ «فرهنگ»، ٧٠).
به گفتۀ یوزفوس، پس از چندی اسدود به دست رومیان افتاد و فرماندهی رومی بر آن گمارده شد. اسدود در این هنگام از شهرهایی بود كه به ایالت (رومی) سوریه منضم شد (II(١)/ ٧٣)، اما سالها بعد، در ٥٥ قم این شهر، كه همانند شهرهای دیگر ناحیه آسیب فراوان دیده بود، بازسازی شد و ساكنان آن به شهر بازگشتند (همو، II(١)/ ٧٧).
در ٤٠ قم، با قدرت گرفتن هرود، اسدود بار دیگر به تصرف یهودیان درآمد (PR، همانجا). هرود این شهر را به خواهر خود، سالومه، تقدیم كرد (EJ ١, III/ ٣٩٥-٣٩٦) و سالومه «بانوی ازتوس» نامیده شد (یوزفوس، II(٢)/ ٣٥٩).
استرابن (سدۀ ٢ م) اسدود را جزئی از سوریه، و ساكنان آن را از طوایفی بر میشمارد كه با سوریها و فنیقیها درهم آمیخته بودند كه برخی از ایشان به زراعت و گروهی به تجارت مشغول بودند (p. ٢٣٩). وی فاصلۀ اسدود تا یمنیا و نیز عسقلان را ٢٠٠ استاد (ح ٤٠ كم ) آورده است (p. ٢٧٧).
در دورۀ بیزانس، اسدود مركز اسقفنشین شد (موسوعه...، ٢٣٧)؛ در این زمان (سدۀ ٤م)، اسدود به صورت ولایت (مقاطعه) درآمد كه دارای ٦ آبادی تابعه بود (دباغ، ١(٢)/ ١٩٣؛ زیاده، ٢٠٤).
اسدود در سدۀ ٧م از جمله آبادیهایی بود كه به دست مسلمانان افتاد. در دوران جنگهای صلیبی، اسدود شهری كوچك و بدون حصار بود كه بهتدریج بهصورت روستایی درآمد (دباغ، ١(٢)/ ١٩٣-١٩٤). از این زمان تا دورۀ معاصر، شرح قابل توجهی از این آبادی در منابع دیده نمیشود. در اواسط سدۀ ٢٠م، اسدود روستای كوچكی بهشمار میرفت كه كمربندی از تپههای ماسهای آن را فرا گرفته بود. در ١٩٣٩م برای تثبیت ماسههای روان، درختانی بر روی این تپهها غرس شد و جنگل كوچكی پدید آمد. مطابق گزارشی از ١٩٤٥م، اطراف اسدود را پوشش درختیِ رو به گسترشی شامل كاج، اُكالیپتوس و اقاقیا احاطه كرده بود؛ در همین زمان، راه آهنی كه ایستگاه آن در حدود ٥/ ٢ كیلومتری شمال اسدود قرار داشت، آنجا را به دیگر آبادیهای فلسطین متصل میساخت («راهنمای...»، ٣٥٥, ٣٥٦).
اسدود در ١٩٤٥م اگر چه یك روستا به حساب میآمد، هم از لحاظ جمعیت و هم از نظر برخورداری از منابع آب و خاك در حد شهری كوچك بود و جمعیتش در آن هنگام به ٩١٠،٤ تن میرسید که ١/ ٩٤٪ از آن (٦٢٠،٤ تن) عرب بودند (هداوی، ٤٥).
كل زمینهای اسدود در این سال ٤٠١،٤ هكتار (٨٧١،٤٧ دونم) بود كه تنها ٢/ ٥٪ از آن به یهودیان تعلق داشت (همانجا؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٤). ضمناً سطح مسكونی آبادی، ١/ ١٢ هكتار (١٣١ دونم) بود (هداوی، ١٣٧). علاوه بر این، ٩/ ٧٣٪ از كل زمینهای آنجا (٣٦٦،٣٥ دونم) را زمینهای كشاورزی تشكیل میداد كه در سهم قابل توجهی از آن (٢/ ٦٧٪) غلات کشت میشد (همو، ٨٧). همچنین ٥/ ٣٠١ هكتار (٢٧٧، ٣ دونم) زیر كشت درختان میوه (بهویژه مركبات) قرار داشت. در همین زمان، ٥/ ٢٣٪ زمینهای كشاورزی اسدود زیر كشت آبی بود كه در مقایسه با كل سرزمین، نسبت مناسبی را نشان میدهد. البته میزان قابل توجه و كافی بارش سالانه و آبهای نسبتاً غنی زیرزمینی به این امر كمك میكند (همانجا؛ شراب، ١١٣)؛ بر این اساس، بخشی از آب مورد نیاز اسدود از چاههایی تأمین میشد كه از ١٦ تا ٣٤ متر عمق داشتند (دباغ، همانجا).
در ١٩٤٨م مهاجمان یهودی، پس از بیرون راندن نیروهای مصری از اسدود (عارف، ٣٨٦-٣٨٧، ٣/ ٧١٣-٧١٤؛ کیلانی، ٤٨٢) آنجا را تصرف كردند. در این زمان، اسدود ٢٥١،٥ تن جمعیت داشت كه در ٣١٣،١واحد مسكونی زندگی میكردند. صهیونیستها تمامی خانهها را ویران، و ساكنان آبادی را آواره کردند (نخله، ٣٦٨). علاوه بر این، تمامی مكانهای مقدس و نیز آثار عربی موجود در آبادی را كاملاً از میان بردند (دباغ، ١(٢)/ ١٩٧) و در ٢٢٠‘٤ هكتار (٨٧١‘٤٥ دونم) از زمینهای اسدود، آبادی یهودینشینی با نام شهر و بندر اشدود برپا داشتند (نخله، ٣٣١, ٣٣٤).
اسدود مسجدی كهن داشت كه نوشتهاند قبر سلمان فارسی در آنجا بوده است (موسوعه، ٢٣٧؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٥؛ شراب، همانجا). مسجد جامعی نیز در اوایل سدۀ حاضر در این آبادی برپا شده بود (موسوعه، همانجا). در نزدیكی دهانۀ رود صقریر (در شمال شهر اسدود) مقام یونس نبی قرار داشت (همانجا). همچنین مقبرۀ شیخ ابراهیم متبولی (د ٨٧٧ ق)، از عارفان مشهور مصری در این آبادی بود (همانجا؛ ابن ایاس، ٨٨؛ شراب، همانجا). از مشاهیر معاصر اسدود میتوان از محمد جاءالله، كاتب و شاعر، نام برد (همو، ١١٥). از جمله آثاری كه در اطراف این آبادی وجود داشت، میتوان به بئر الجوخدار، ویرانۀ الواویات (ویرانۀ امالریاح)، ویرانۀ یاسین و همچنین بقایایی از آبانبارها و مقابر اشاره کرد (دباغ، ١(٢)/ ١٩٧- ١٩٨).
مآخذ
ابن ایاس، محمد، بدائع الزهور و وقائع الدهور، بهکوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٢-١٤٠٤ق/ ١٩٨٢-١٩٨٤م، ج ٣؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، بهكوشش محمد مخزوم، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
حتّی، فیلیپ، تاریخ سوریة و لبنان و فلسطین، ترجمۀ جورج حداد و عبدالكریم رافق، بهكوشش جبرائیل جبور، دارالثقافه، بیروت، بیتا، ج ١؛
حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت المقدس)، تهران، ١٣٦٤ش؛
دباغ، مصطفى مراد، بلادنا فلسطین، عمان، ١٩٨٥م؛
رافق، عبدالكریم، «فلسطین فی عهد العثمانیین»، موسوعة الفلسطینیة (بخش دوم: دراسات خاص)، بیروت، ١٩٩٠م، ج ٢؛
زیاده، نقولا، «فلسطین: من الاسكندر الی الفتح الاسلامی»، موسوعة الفلسطینیة (بخش دوم، دراسات خاص)، بیروت، ١٩٩٠م، ج ٢؛
شراب، محمد، معجم بلدان فلسطین، دمشق، ١٩٨٧م؛
عارف، عارف، النكبة، صیدا، المطبعة العصریة، ج ٢؛
عطاءالله، محمودعلی خلیل، نیابة غزة فی العهد المملوكی، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
كیلانی، هیثم، «حروب فلسطین العربیة ـ الاسرائیلیة»، موسوعة الفلسطینیة (بخش دوم: دراسات خاص)، بیروت، ١٩٩٠م، ج ٢؛
مجمل التواریخ، چ بهار؛
مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٤م؛
مقار، شفیق، السحر فی التوراة، لندن، ١٩٩٠م؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
موسوعة الفلسطینیة (بخش عام)، دمشق، ١٩٨٤م، ج ١؛
هاكس، جیمز، قاموس كتاب مقدس، بیروت، ١٩٢٨م؛
نیز:
Atlas of the Biblical World, New York, ١٩٧١;
Bible Dictionary, ed. W. Jacobus et al., New York, ١٩٣٦;
Cook, S. A., The Religion of Ancient Palestine in the Light of Archaeology, London, ١٩٣٠;
EB, ١٩٧٨;
EJ ١;
Glueck, N., The River Jordan, New York, ١٩٦٨;
Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠;
Herodotus, The History, tr. A. D. Godley, ed. T. E. Page, LCL, London / Cambridge (MA), ١٩٢٠-١٩٢٥, vol. I(٢);
Hurewitz, J. C., The Struggle for Palestine, New York, ١٩٧٦;
Jusephus, The Jewish War, tr. H. St. J. Thackeray, London, ١٩٧٦;
Konzelmann, G., Der Jordan, Hamburg, ١٩٩٠;
The Middle East Intelligence Handbooks ١٩٤٣-١٩٤٦, London, ١٩٨٧;
Nakhleh, I., Encyclopedia of the Palestine Problem, New York, ١٩٩١, vol. I;
Olmstead, A. T., History of Assyria, Chicago, ١٩٦٨;
PR;
Smith, G. A., The Historical Geography of the Holy Land, London, ١٩٧٤;
Strabo, The Geography, tr. & ed. H. L. Jones, London / Cambridge (MA), ١٩٢٣-١٩٣٦, vol. VII.
عباس سعیدی (دبا)