آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٨ - درس صد و ششم تأويل آيات مورد استشهاد اشعرى
روى، مرا بىنياز نمىكند و كارى انجام نمىدهند. در آن هنگام، در گمراهى آشكارم.
من به پروردگار شما ايمان آوردم، سخن مرا بشنويد.
به همين دليل است كه در آيات ١٥٥ و ١٥٦ اعراف مىگويد:
أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ وَ اكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ.
تو ولى و سرپرست ما هستى پس ما را بيامرز و به ما رحم كن، تو در اين دنيا بهترين آمرزندگانى، و در آخرت براى ما نيكى بنويس كه ما به سوى تو رهنمون گشتهايم.
به هر صورت همان گونه كه پرسش او از سوى قوم او بوده، استغفار وى نيز براى قوم اوست.
برخى رؤيت درخواستى موسى (ع) را به علم ضرورى حمل كردهاند كه با اين وصف، نيازى به اقامه برهان نيست. اين نظر از «ابو الهذيل علاف معتزلى» است و «علامه طباطبايى» اين نظر را پذيرفته و آن را تأييد كرده است.[١] ولى «قاضى عبد الجبار» و «سيد مرتضى»، اين نظر را نپذيرفتهاند. «قاضى» مىگويد: «رؤيت، وقتى مجرد و تنها ذكر شود، به معنى علم است، ولى وقتى مقرون به نظر باشد، به معنى علم نيست». ولى «سيد مرتضى» گفته است: گفتن جهر و آشكار با ديدن با چشم تناسب دارد، نه با علم. بنابراين، مورد درخواست موسى (ع) علم ضرورى نبوده است. گاهى گفته شده است كه موسى (ع) براى خود درخواست رؤيت كرده است و محال نيست كه وى محال بودن اين موضوع را نمىدانسته است، يا براى آگاهى بيشتر به وسيله ادله بيشتر چنين درخواستى را داشته است.
«قاضى عبد الجبار» درباره اين توجيه پاسخ داده است كه جايز نيست پيامبران در مسائل پيرامون شناخت خدا و شئون او، جاهل باشند، زيرا اين امر موجب دورى مردم از پيامبران خواهد شد، جايى كه آنان مسئلهاى را ندانند و ديگر مردم از آن آگاهى داشته باشند».[٢]
[١] تفسير الميزان، ج ٨، ص ٢٥٢.
[٢] متشابه القرآن، قاضى عبد الجبار، ج ١، ص ٢٩٥.