آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤٨ - الف - استدراج
شده است. تا آنجا كه هيچ پند و اندرزى در او اثر نكند و از اين روى خداى متعال، او را در بيابان تيره و تار اين زندگى فريبنده- كه دلباخته آن را مغرور مىكند- وامىگذارد.
آنكه شيفته اين زندگى دنيوى است و به لذتهاى پست آن دلبسته است، همواره حرص و آز و پافشارى و رغبت او به شهوترانى و موضوعات پست دنيوى رو به افزايش است و همين عامل است كه فاصله او را از جايگاه والاى انسانى دور مىسازد و از پايدارى او در دستيابى به كرامت انسانى مىكاهد.
تحير و سرگردانى چنين كسى بدانجا مىرسد كه بازگشت از جهل و نادانى براى وى ميسر نگردد، هر چند به سختى در اين راه بكوشد، چه شيطان بر او مسلط شده و هواى نفس بر وى پيروز مىگردد و خطاها و گناهانش، او را به سراى نابودى كشيده است. اين همه موجب شده است كه هدف والاى زندگى را از دست بدهد و هيچ شادى و اراده و ادراك و احساسى نداشته باشد:
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ* وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ.[١] بدترين جانداران نزد خدا كسانى هستند كه (از شنيدن و گفتن حرف حقّ) كر و لال هستند و اصلا (در آيات خدا) تعقل نمىكنند. اگر خدا به علم (ازلى) در آنها خير و صلاحى مىديد، آنها را شنوا مىكرد، اگر هم به حقّ شنوا كند باز ازآنرو گردانند و اعراض كنند.[٢] بنابراين در تنگنا قرار دادن چنين كسى- كه در بيابان گمراهى سرگردان است- فايده و اثرى ندارد، زيرا كه: إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ.[٣] (اى پيامبر، همانا تو نتوانى كه مردگان (و مرده دلان كفر) را سخنى بشنوانى و يا كران (باطن) را كه (به گمراهى) از گفتارت روى مىگردانند، به حقيقت شنوا كنى.
[١] انفال، ٢٣.
[٢] در تفسير آيه حيلوله( آيه ٢٤ از سوره انفال، ص ٢٤١) در اين باره گفتيم كه خطاها بين آنان و دلهايشان حائل مىشود، تا آنجا كه بعيد است موضوعى را درك كنند و بفهمند.
[٣] نمل، ٨٠.