آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٠ - الأمر بين الأمرين يا روشى بين دو روش
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ* أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ.[١] (آيا مىدانيد كه آن منى را كه فرومىريزيد، شماييد كه آن را مىآفرينيد يا ما آفريدگاران آن هستيم).
چكيده سخن آنكه آنچه در جهان هستى پديد مىآيد، بر اثر فعل و انفعالات نيروهايى است كه نزديك كردن اين نيروها با هم براى فعل و انفعالات بين آنهاست.
به سخن ديگر، انسان شرط اين فعل و انفعالات را پديد مىآورد، ولى اصل ايجاد از آن فعل و انفعالات عوامل و نيروهاى طبيعى است كه اين نيز به نوبه خود، به اراده و توانايى و نيروى جاودانى خداوند، تنظيم و ترتيب داده شده است.
*** با توجه به توضيحاتى كه داده شد، علت انتساب افعال اختيارى به فاعلان آن و در همان حال، درستى انتساب آن به نيروهاى طبيعى كه خدا در جهان هستى به وديعت نهاده است، براى ما قابل تصور و درك است. علت انتساب آن به بندگان به اين دليل است كه آنان به اختيار و قصد خود، شرايط پيدايش آن را پديد مىآورند و اگر جز اين باشد، كارى انجام نمىگيرد و فعلى انجام نمىشود. كشاورزى كه تصميم مىگيرد، به كوشش خود محصولى بدست آورد، در وهله نخست، فايده آن را در نظر مىگيرد و به انجام آن علاقمند مىشود. سپس به فراهم آوردن مقدّماتى- كه نتيجه مورد نظر او به بار مىآورد، تصميم مىگيرد. اين كارهاى او، دليل بر اختيار او نسبت به عمل است. به همين دليل پيامدها و آثار هر رفتار اختيارى به عهده انجامدهنده آن است و او از نظر ستايش يا نكوهش و ثواب يا عقاب، مسئوليت آن را بر دوش دارد.
حتى اين موضوع درباره ولادت نيز درست است، زيرا اگر كسى عملى انجام ندهد كودكى هم متولد نمىشود و به همين دليل كودك منتسب به آنكس است.
بنابراين، اگر فرض كنيم كه يك عمل خارجى به قبح يا حسن توصيف شود، مسئول قبح يا حسن، عامل آن است و او نمىتواند اين گونه بهانهجويى كند كه بيشتر نيروهاى مؤثر در آفرينش و پيدايش اين عمل، بيرون از اختيار او بوده است، زيرا همه
[١] واقعه، ٥٨- ٥٩.