آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٧ - معتزله
مىآيند و علت اوليّه پيدايش تشابه، نسبت به بيشتر آيات قرآن بودند، شايسته است كه با مذهب «اعتزال» نيز- كه تا اندازهاى در بررسى مسائل اسلامى، راه عقل و فطرت سالم را پيموده است- آشنا گرديم. در اينجا بايد بگوييم تنها مذهبى كه در همه مسائل اسلامى، از روش قرآن و برهان عقلى تخطى نكرده، مذهب «اماميه» است كه مستقيما در پرتو آموزشهاى پيامبر (ص) و جانشينان وى- كه از خاندان پاك او بودند- راه خود را پيموده است و ما به گونهاى فشرده، با اين دو مذهب آشنا مىشنويم:
معتزله
همان گونه كه گفتيم مذهب «اعتزال» واكنشى در برابر «صفاتيه» بود، تا ساحت مقدس خداى متعال را، از اوصافى- كه جاهلان براى او برمىشمردند- منزه و پاك گرداند و براى استوار كردن برهان عقلى در شناخت ابعاد آفريدگار متعال پديد آمد، زيرا عقل، پايه و بنيان شناخت خداوند قديم و عادل و حكمت و ديگر صفات ازلى اوست و در مسائلى از اين گونه، استدلال به مسموعاتى كه بر خلاف مقتضاى عقل است، راهى ندارد.[١] ما اصول اعتقادات معتزله را از زبان سرسختترين دشمنان آنان، «ابو الحسن اشعرى»[٢] كه خود پيشتر معتزلى بوده و بيشتر زندگانى خود را (٤٠ سال) با اين مذهب به سر برده و اصول اعتقادى آن را به خوبى مىداند، بيان مىكنيم و به كتابهاى خود آنان نيز مراجعه خواهيم كرد.
«اشعرى» مىگويد: «معتزله معتقدند كه خداوند يگانه است و هيچچيز همانند او نيست. او شنوا و بيناست. جسم، شبح، پيكر، چهره، گوشت، خون، شخص، جوهر و عرض نيست. نه داراى رنگ و بو است و گرمى، سردى، رطوبت،
[١] ر. ك: شرح الاصول الخمسة، قاضى عبد الجبّار، ص ١٩٤- ١٩٥.
[٢] دشمنى او را نسبت به مذهب« اعتزال» به حسب نقل« ابن خلكان» درج ٣، ص ٢٨٥ پيشتر بازگو كردهايم.