آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٢ - درس صد و دهم آيات مورد استناد«اشاعره» و پاسخ آن
كردهاند، بر مقابله محسوس و مانند آن دلالت ندارد و به معنى تقرب در سراى بهشت و خشنودى خداوند است.
٤٦- درباره بالا بردن دست و سر به سوى آسمان، به هنگام دعا و تضرع به درگاه خداوند، همان گونه كه پيشتر گفته شد، انسان از روى سرشت مىداند كه تدبير ابعاد گوناگون زندگى مادى، در جهان ديگرى كه غير مادى است اتخاذ مىگردد، زيرا مشاهده مىكند، آنچه از پديدههاى مادى اين جهان، او را دربرگرفته است، مانند خود او نيازمند تدبير ابعاد گوناگون خويش هستند و به كسى كه حفرههاى خالى زندگى او را پر كند، نيازمند هستند. پس ناگزير در وراى اين پديدههاى داراى نقص و ناتوانى، دستگاهى نيرومند و بىنياز و در اوج كمال وجود دارد كه اداره ابعاد گوناگون اين جهان را به عهده دارد و اين دستگاه، چيزى جز جهان ماوراء ماده نيست، زيرا جهان ماده ذاتا نيازمند است.
چون انسان، جهان غير مادى وراى اين جهان را درك مىكند و احساس مىكند كه از همه سو، جهان او را دربرگرفته است، احاطهاى از روى تدبير ابعاد گوناگون اين جهان و برتر از آن، يعنى برترى كمال بر نقص كه تفاوت بين اين دو، تفاوت بين قدرت و ناتوانى است.
وقتى انسان، اين دوگانگى بين دو جهان را مىبيند و نيز همه جنبههاى جهان شهود را زير نظر دارد، از خود مىپرسد: پس جهان غيب كجاست؟ ناگزير جهان غيب، دربرگيرنده اين جهان است و اگر آن را در بر مىگيرد. پس فوق آن است، زيرا وقتى به جهان خاكى كه جسمى كروى است، احاطه داشته باشد، به ناچار در همه ابعاد فوق و بالاى آن است. اين چيزى است كه انديشه انسان، آن را گمان مىكند. به دليل سنجش نامحسوس با محسوس نتيجه مىگيرد كه جهان غيب جهانى فوق اين جهان است كه زندگى مادى ما، در آن است. اين نكته نسبت به همه تصوّرات انسان از ابعاد گوناگون ماوراى حس- هنگامى كه آن را با محسوسات گرداگرد خود مىسنجد، درست است. آيه ٢١ از سوره حجر- كه نشاندهنده آن است: «هيچچيزى نيست جز اينكه گنجينههاى آن پيش ماست و از آن فرونمىفرستيم بجز اندازه معين».- به هركس اعم از مؤمن يا ديگر موحدان و حتى كسى كه تنها به ماوراى