آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٩ - درس صد و هفدهم حل شبهههاى جبرگرايان
برزخ] بزودى خواهد ديد* سپس در [در آخرت] به پاداش كاملترى خواهد رسيد.) همان گونه كه ديده مىشود، اين آيات صراحت دارد كه فعاليتها و كوششهاى آدميان به اراده و اختيار آنان است و قهرا پيامد اعمال آنان نيز در زندگانى عايد خود آنهاست.
٢٠- أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ.[١] (آيا اين خلق (بدون خالق) از نيستى صرف بوجود آمدند؟ يا خويشتن، خود را خلق كردند؟) اين آيه نمايانگر سلب قدرت بندگان از پيدايش و آفرينش، حتى نسبت به افعال اختيارى آنان نيست و نمايانگر معنى ديگرى است و آن معنى، اثبات اين نكته است كه خداى متعال، آفريدگار زمين و آسمان و همه آفريدهها است، نه اينكه آنان خود، خويشتن را پديد آورده باشند. برهان سبر و تقسيم است، زيرا در امر آفرينش، سه فرض متصور است: نخست اينكه آدميان از هيچ پديد آمدهاند و هيچ پديدآورندهاى در آفرينش آنها دخالت نداشته است و به تصادف از نيستى صرف پيدا شدهاند. دوم- اينكه خود، خويش را آفريدهاند. سوم- اينكه خداوند، آنان را آفريده است، همچون آفرينش ديگر آفريدهها: أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ* أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لا يُوقِنُونَ.[٢] با توجه به اينكه تصادف و پيدايش از نيستى بدون علت و پديدآورندهاى، به حكم عقل محال است و همچنين فرض دوم كه موجودى، خود، خويشتن را پديد آورده باشد و به ذات خود، علت براى ذات خود باشد و در عين حال معلول ذات خود نيز باشد، لازمه آن، اتحاد علت و معلول است كه اين نيز محال مىباشد. بنابراين، فرض سوم ثابت مىشود كه آفريدگار و پديدآورنده مدبرى وجود دارد و اوست كه آفريدگان را آفريده است.
٢١- أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ.[٣] (... يا آنكه اين مشركان، شريكانى براى خدا يافتند كه آنها هم مانند خدا چيزى خلق كردند و بر مشركان، خلق خدا و خلق شريكان خدا مشتبه گرديد؟.)
[١] طور، ٣٥.
[٢] طور، ٣٥- ٣٦.
[٣] رعد، ١٦.