آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٣ - حشويه
را با روشهاى كلامى تأييد كرد و همين معتقدات از سوى اهل سنت، به عنوان مذهب و روش پذيرفته شد و عنوان «صفاتيه» به «اشعريه» منتقل گرديد.[١]
حشويه
«ابن مرتضى» امير احمد بن يحيى يمنى حسنى متوفى به سال (٨٤٠) مىگويد: «حشويه كسانى هستند كه احاديث حشو و زايد يعنى احاديثى را كه زنديقان در اخبار منقول از پيامبر (ص) داخل كردهاند، بدون تأويل مىپذيرند و خود را اصحاب حديث مىنامند. اينان اهل سنت و جماعتند و مذهبى خاص ندارند. به جبر و تشبيه و تجسيم و تصوير معتقدند و بر آنند كه خداى متعال داراى اعضاء و اندام است. اعتقاد دارند كه قرآن قديم است و مدعى آنند كه بيشتر پيشينيان از گروه آنانند، حال آنكه پيشينيان بر اين اعتقادات نبودهاند. آنان با علم كلام و جدل مخالفند و بر پايه تقليد و ظواهر آيات عمل مىكنند.» «حاكم»[٢] مىگويد: «احمد بن حنبل»، «اسحاق بن راهويه»، داود بن محمد اصفهانى» و «حسين بن على كرابيسى» از اين گروه هستند و در كتابخانه خود، احاديثى را روايت مىكنند كه ضد يكديگرند، همان گونه كه «ابن معتمر» در يك بيت گفته است: احاديثى را روايت مىكنند و نيز ناقض آنها را كه بعضى از اين احاديث مخالف بعض ديگرند. اينان همه اين احاديث را درست مىشمارند و به ظواهر تمسك مىجويند. از جمله احاديثى كه روايت كردهاند، اين حديث است كه خداى متعال گلّه اسبى را در بهشت حركت داد و خود را از عرق آنها بيافريد و چون آفرينش آدم را اراده كرد، در آب نگريست و چهره خود را در آب بديد و آدم را بدان چهره بيافريد».[٣] «سعد بن عبد اللّه اشعرى» (متوفى به سال ٣٠١ ه. ق.) درباره آنان گفته است:
[١] ملل و نحل، شهرستانى، ج ١، ص ٩٣.
[٢] « حاكم نيشابورى»،« ابو سعيد حسن بن محمد بن كرامه جشمى بيهقى»، معتزلى مذهب و در نهايت زيدى( ٤١٣- ٤٩٤ ه. ق.) ر. ك: مقدمه المنية و الامل، ص ١١.
[٣] المنية و الامل فى شرح الملل و النحل، ص ١١٤- ١١٦، چاپ دار الفكر ١٣٩٩ ه. ق.