آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٢٤ - موسى(ع) و به خطر افكندن خويش
موسى (ع) و به خطر افكندن خويش
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ، هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ، فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ، فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ، قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ، إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ. قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.[١] و موسى (روزى) بىخبر از اهل مصر به شهر درآمد و آنجا ديد كه دو مرد با هم به قتال مشغولند، اين يك از شيعيان وى (يعنى از بنى اسرائيل) بود و آن يك از دشمنان (يعنى از فرعونيان) بود. در آن حال، آن شخص شيعه از موسى دادخواهى و يارى بر عليه آن دشمن خواست (موسى خشمناك به يارى فرد بنى اسرائيل شتافت) و مشتى سخت بر آن دشمن زد. به آن ضربت مرگش فرا رسيد. موسى گفت: اين كار از فريب و وسوسه شيطان بود كه دشمنى شديد شيطان و گمراه ساختن آدميان سخنى آشكار است. آنگاه موسى گفت: اى خدا من بر خويش ستم كردم و خدا از او درگذشت كه او بسيار آمرزنده و مهربانست».
ترديدى نيست كه رفتار «موسى»- به هنگامى كه مقامات حاكم در پى او بودند و خطر مرگ او را تهديد مىكرد- رفتارى حساب ناشده بوده است و ناشى از بىپروايى كه موجب آن بوده است وى به چنگ دشمن سرسخت خود افتد. چنين كارى در چنين هنگام رفتارى شگفتانگيز است كه از وى سرزده است. شايد رفتار او بدون بررسى و در نظر گرفتن پيامدهاى آن بوده است، زيرا «موسى (ع)» در راه خدا به سرعت به خشم مىآمد. در هر صورت اين رفتار از وى پذيرفتنى نيست، زيرا كه او در راه دستيابى به جايگاه والاى پيامبرى بوده است، رفتارى كه آن را به شيطان نسبت مىدهد، چه برانگيختن خشم، خود يكى از دامهاى شيطان است كه به وسيله آن بر انديشه انسان تسلط مىيابد و از بكار گرفتن خرد و انديشه آدمى جلوگيرى مىكند.
با اين ويژگى، قتل قبطى دشمن «موسى» (از قوم فرعون) گناه به شمار نمىآيد تا گفته شود كه شيطان «موسى» را به انجام گناه نسبت به خدا برانگيخته است، بلكه «شيطان»، «موسى» را بدان سوى تحريك كرده و برانگيخته است كه
[١] قصص، ١٥- ١٦.