آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩١ - آيات متشابه سورههاى فاتحه و بقره
از سوى ديگر، خوارى و محروميت آنان از الطاف خاص الهى، بر اثر كبر ورزيدن و سركشى آنان در برابر هدايت است. بنابراين، گويى خداست كه بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده كشيده است.
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ.[١] اى رسول ما مىنگرى آن را كه هواى نفسش را خداى خود قرار داده و خدا او را دانسته (و پس از اتمام حجت) گمراه ساخته و مهر (قهر) بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وى پرده ظلمت كشيده است. پس او را بعد از خدا ديگر چه كسى هدايتش خواهد كرد؟» مهر نهادن بر گوش و دل چنين كسى و پرده كشيدن بر چشم او، تفسيرى بر گمراه كردن خداوند است كه همان خوارى مىباشد. خداوند، چنين كسى را كه هوا و هوس خود را خداى خود قرار داده است، در تيرگيهاى بيابان گمراهى رها مىكند. در آيه ٢٨ سوره كهف كه تفسيرى است بر اين آيه، مىگويد:
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.
از كسى- كه دل او را از ياد خود غافل كردهايم و از هواى نفس خود پيروى كرده است و به تبهكارى پرداخت- فرمان مبر.
در پايان اين گفتار بايد گفت: اگر خداست كه به دلهاى آنان مهر نهاده و خواست اوست كه ايمان نياورند، چگونه مىتوان سرزنش آنان را- كه بسيارى از آيات قرآن نمايانگر آن است. توجيه نمود و از آن جمله آيه ٢٠ سوره انشقاق است كه مىگويد: فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ. (پس كافران از چه رو به خدا ايمان نمىآورند؟) و آيه ٩٤ سوره اسراء كه نمايانگر اين مطلب است: وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا. (مردم را چيزى از هدايت و ايمان بازنداشت وقتى قرآن آمد جز (اين خيال باطل) كه گفتند آيا خدا بشرى را هرگز به رسالت فرستاده است؟).
٥- آيه ١٠ سوره بقره: فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً. (در دلهاى آنان
[١] جاثيه، ٢٢.