آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٧ - فوقيت
اين فوقيت و علو به معنى جهتى از جهات ششگانه نيست كه بدانها اجسام را تحديد مىكنند و مىگويند: در بالاست يا پائين، يا در جهت چپ و راست و يا جلو و عقب، چه وقتى دانستيم جسميت نسبت به ذات مقدس خداى تعالى منتفى است، مطلقا موردى براى تصور جهت نسبت به خداى تعالى باقى نمىماند و بر اين تعبيرات كه در آياتى از قرآن مجيد آمده است تأويلاتى است دقيق كه عالمان علم كلام آنها را توضيح دادهاند و برخى از اين توضيحات در رسالهاى كه ابو العباس احمد بن ابراهيم واسطى معروف به ابن شيخ الحزاميين (٦٥٧- ٧١١ ق) تأليف كرده، آمده است.[١] و ما مطالبى را از اين رساله نقل مىكنيم كه پاسخگوى غالب سؤالهائى است كه ناظر به اين مسئله است:
خداى تعالى بوده است در وقتى كه نه مكان بوده است و نه خلأ و نه ملأ و نه بالا و نه پائين و نه جهتى از جهات، زيرا هيچچيز غير از خداى تعالى موجود نبوده است و آنگاه كه خدا اين عالم هستى داراى جهات ششگانه را آفريده، صفت آفريدگار و بهوجودآورنده هستى براى او منتزع شده است و شك نيست كه خداى تعالى قبل از آفرينش هستى در عالم هستى نبوده است و نيز پس از آفرينش هستى در عالم هستى حلول نكرده است. بنابراين همواره هست نه در عالم هستى و هميشه موجود است نه در جهتى از جهات. همان گونه كه پيش از آفرينش هستى و پديد آوردن جهتها، بوده است.
امّا نسبت دادن ذات مقدس او به هستيها و جهتها از جهت بالائى و والائى او نسبت به آنهاست، چه آنها حادثند و بين حادث ممكن بالذات و ازلىّ واجب بالذات تناسبى نيست. خداى تعالى فوق هر چيز و بالاتر از هر چيز است، زيرا اوست كه آنها را ايجاد كرده و آفريده است و آفريده پائينتر از آفريدگار و صانع فوق مصنوع است و اين پائينى و بالائى از حيث جهت نيست، بلكه اعتبارى است و از نسبت بين آفريده و آفريدگار انتزاع شده است.
وقتى ما تباين و تفاوت بين عالم مادّه و جهان ماوراء ماده را در نظر بگيريم و توجه كنيم كه ما در عالم مادّى به سر مىبريم، اگر بخواهيم به جهان ديگر كه غير مادى است
[١] اين رساله ضمن مجموعه« اربح البضاعه» از صفحه ٣٩ تا ٥٥ به سال ١٣٩٣ ق. در مكه چاپ شده است.