آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤٣ - ٩ - شتاب يونس(ع)
وجه امتياز او از ديگر پيامبران به شمار آيد، زيرا هريك از پيامبران، وجه امتيازى داشتهاند كه بر وجوه ديگر از شئون پيامبرى آنان غالب بوده است: «آدم» به سجده فرشتگان بر او، «نوح» به نجاتش از سوى خدا، «ابراهيم» به عنوان خليل اللّه، «موسى» به تكلم با او، «داود» به اينكه آهن در دستش نرم مىشد و كوهها با وى تسبيح مىگفتند، «عيسى» از آن جهت كه «كلمة اللّه» و «روح اللّه» خوانده شد و محمد (ص) به خاتميت و سرورى بر پيامبران.
بنابراين، «سليمان» نيز خواسته است كه وجه امتياز و خصوصيت ربّانى او، فرمانروايى وى بر انس و جن و پرندگان و حيوانات وحشى باشد، تا مظهر قدرت خداى متعال نسبت به انواع آفريدگان به شمار آيد، بدون آنكه نسبت به دنيا طمعى داشته باشد و يا رياستى دنيوى بخواهد كه به ناچار پديدهاى زوالپذير است.
٩- شتاب يونس (ع)
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ* فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ.[١] و ياد آر حال يونس را هنگامى كه از ميان قوم خود غضبناك بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در مضيقه و سختى نمىافكنيم (تا آنكه به ظلمات دريا و شكم ماهى در شب تار گرفتار شد) آنگاه در آن ظلمتها فرياد كرد كه: الها خدايى بجز تو نيست. تو از شرك و شريك و هر عيب و آلايش پاك و منزه هستى و من از ستمكارانم. پس ما دعاى او را مستجاب كرديم و او را از گرداب غم نجات داديم و اهل ايمان را اين گونه نجات مىدهيم.
يونس به چه دليل خشمآلود بود؟ و چرا گمان داشت كه خدا بر او قدرت و توانايى ندارد و به چه علت اقرار مىكند كه از ستمگران است؟
پاسخ: يونس از قوم خود به سبب پافشارى آنان بر گمراهى و ستيزهجويى با حق خشمگين بود. او چند مدت ميان آنان ماند و آنان را به سوى خدا خواند، ولى آنان
[١] انبياء، ٨٧- ٨٨.