آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٦ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
تكليف، انجام اين دو را به من امر كرد.
و بَرًّا بِوالِدَتِي. (خداوند، مرا به نيكويى به مادر توصيه نمود.) بدين معنى است كه مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داد. به سخن ديگر به من توفيق داد كه به خدمتش كمر بندم و چون مرا در انجام شكر واجب او راغب ديد، زمينه و وسايل انجام آن را فراهم آورد، زيرا چنين موردى شايسته اين همه است. ولى نسبت دادن اين كارها، به خداى متعال بر همان پايه است كه در شرح حديث
«انا اولى بحسناتك منك.»
گذشت.
وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا. (خدا، مرا ستمكار و شقى نگردانيد) از آن روى است كه خدا مرا خوار نكرد و الطاف خود را از من دريغ نداشت، تا در شمار ستمگران بدنهاد درآيم، بلكه عنايات و فزونى توفيق خود را به من ارزانى داشت، چه مرا در راه سعادت كوشا ديد و به رحمت خود مرا كمك و يارى كرد. همان گونه كه وعده اوست:
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا. به سخن ديگر، خداى متعال علاقه مرا در دستيابى به سعادت مىدانست، مرا در رسيدن به آن يارى نمود و توفيق بسيارش را نصيبم كرد تا به عنايت او بدان دست يابم.
جعل و قرار دادن به معنى پيدايش و آفرينش است و از آنجا كه هدايت به راههاى سعادت و همچنين يارى در دست يافتن به خوشبختى، به فعل خداى متعال است: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ نسبت دادن پيدايش شخصيت انسان هدايتشده سعادتمند، به خداى متعال درست است. گويى شخصيت خاص آدمى، به فعل خداى متعال پديد آمده است، زيرا همه وسايلى و اسباب پيدايش شخصيت و هدايت به راههاى شكل گيرى آن از سوى خداى متعال فراهم آمده است. اين نكته امرى است كه مقتضى جبر و اكراه در هدايت و ضلالت نيست.
اين تأويل يكى از دو تأويل آيه مورد گفتگو بود و تأويلى ديگر دارد كه «شيخ الطائفة ابو جعفر طوسى» بدان اشاره كرده است، او مىگويد: «و لم يجعلنى جبارا