آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٣ - درس صد و بيست و نهم«ختم» و«طبع» در قرآن
٢٥- إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً عَمِينَ.[١] (بىشك آنان گروهى نابينا بودند.) مضمون اين آيه، مانند آيه پيشين است.
٢٦- فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها.[٢] (آنكه ببيند و بفهمد به سود خود اوست و آنكه نابينا شود به زيان اوست.) مضمون آيه دليل است بر اينكه نابينايى، نتيجه رفتار و به اختيار و انتخاب خودشان است.
آياتى- كه تعبير نابينايى دل در آنها به كار رفته- بسيار است: مائده ٧١- فصلت، ١٧ و ٤٤- نمل، ٦٦- اعراف، ٦٤- اسراء، ٧٢- فاطر، ١٩- بقره، ١٨ و ١٧- يونس، ٤٣- نمل، ٨١- روم، ٥٣- زخرف، ٤٠ و آياتى ديگر.
٢٧- فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ ...[٣] (و اما آنان كه در دلهايشان ميل به كجى است ...) آيه بدين معنى است كه آنان داراى ميل به انحرافند. گويى كه فساد و انجام بديها آن چنان با روح آنان درآميخته كه ستيزهجويى با فطرت و سرشت، جز ذات آنها شده است، چه اگر آدمى، محيطى آلوده و تيره و تار را برگزيند و به فساد و انجام گناهان روى آورد، به اخلاقى دست خواهد يافت كه به دور از فطرت نخستين اوست، فطرتى كه خدا براى آدميان خواسته است و چه زود طبيعت چنين آدميانى از فطرت و سرشت نخستين خود بر طبيعت ثانوى دگرگون مىشود.
اينچنين انحراف فطرى را از باب تشبيه انحرافات روحى به انحرافات جسمى، به بيمارى قلب تعبير كردهاند.
٢٨- فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ.[٤] پس چون منحرف شدند، خدا دلهاى آنان را
[١] اعراف، ٦٤.
[٢] انعام، ١٠٤.
[٣] آل عمران، ٧.
[٤] صف، ٥.