آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٥ - درس صد و بيست و نهم«ختم» و«طبع» در قرآن
٣- أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ.[١] اى رسول ما آيا مىنگرى آن را كه هواى نفسش را خداى خود قرار داده و خدا او را دانسته (و پس از اتمام حجت) گمراه ساخته و مهر (قهر) بر گوش و دل او نهاده است.
زمخشرى در اين باره مىگويد: «ختم و تغشيه (مهر كردن دلها و پرده كشيدن بر چشمها) كه در اين آيات به كار رفته است، نه از باب حقيقت كه از باب مجاز است و به احتمال، هر دو نوع مجاز (استعاره و تمثيل) در آن اعمال شده است. ولى استعاره نسبت به قلوب و دلهاى آنان، از آن روى است كه حق در آنها نفوذ نمىكند و به ضمير آنها راه نمىيابد، بدان سبب كه از آن روى گردانده و از پذيرش و اعتقاد به آن، سرباززدهاند و اصولا به شنيدن سخن حق حاضر نيستند آن گونه كه گويى دلهاى آنان را بسته و آنها را مهر كردهاند. پرده ظلمت كشيدن بر ديدگان آنان از آن روى است كه آيات الهى را كه عرضه شده و دلايل او را كه اقامه گرديده، آن گونه- كه ديدگان عبرت بين بينايان مىبيند- نمىبينند تو گويى كه پردهاى به ديدگان آنان كشيده شده است كه مانع ديدن است و ديوارى بين آنها و بين فهميدن است. ولى تمثيل، تا هنگامى كه از ديده و دل خود، در شناخت معارف دين استفاده نكنند، حالى آنكه آفرينش آنها بدين منظور است و براى فهم معارف دين مكلفند. مانند اين است كه بين دلها و ديدگان آنان و بهرهگيرى از آنها، با مهر كردن و پرده كشيدن، ديوار و مانعى پديد آوردهاند.[٢] «بيضاوى» بر اين باور است كه «ختم» به معنى «كتم» و كتمان و پوشاندن است. نگاهدارى از چيزى براى مثال جعبه يا بستهاى، با زدن مهر (خاتم) بر آن «ختم» ناميده مىشود، زيرا با «ختم» و مهر كردن آن چيز، آن را مىپوشانند و از آن نگهدارى مىكنند. «ختم» به معنى پايان و سرانجام كار نيز آمده است، مانند ختم قرآن كه به معنى پايان قرائت همه آن است و از آنجا كه مهر كردن چيزى يا بستهاى آخرين كار براى نگهدارى آن است، اين عمل را نيز «ختم» مىگويند.
[١] جاثيه، ٢٣.
[٢] كشاف، ج ١، ص ٤٨- ٤٩.