آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٧ - درس صد و هفدهم حل شبهههاى جبرگرايان
برابر خوبى وعده ثواب و نيكى و تفضّل و خشنودى داده است.
٣٤- چه نازيباست اين گفته «اشعرى» كه خداوند فى حد نفسه، ستم به بندگان را اراده نكرده، گرچه اراده كرده است كه خود نسبت به يكديگر ستم كنند! اين گفته به آن دليل است كه عقيده نادرست خود را ثابت كند كه افعال بندگان منسوب به خداست و اراده و قدرت بندگان در انجام آنها تأثيرى ندارد و خداست كه ستم ستمكاران و فساد مفسدان را اراده كرده است! او غافل بوده يا نتوانسته است، اين حقيقت را درك كند كه گرچه خداوند ستمكار را بر ستمش قدرت داده و به حكمت تكليف و آزمايش، او را در انجام كارهايش اختيار داده است، ولى اين ستم را به اراده تشريعى خود اراده نكرده است، زيرا او را از ستم و فساد نهى كرده است و چگونه ممكن است او را بر ستم و سركشى مجبور كند؟
٣٥- معلوم نيست چگونه و به چه دليل، كلمه «خلق» را در آيه ١١٠ سوره مائده و آيه ١٤ سوره مؤمنون به «تقدير» تفسير كردهاند؟
پيشتر گفته شد: كلمه «خلق» در اين دو آيه «أحسن الخالقين» و «تخلق من الطّين» به معنى آفريدن است، به اين اعتبار كه بندگان، در ساخت و آفرينش، پديدآورندگان شرايط پيدايش و فعل و انفعالات نيروهاى طبيعى با يكديگرند. بدين دليل مىتوان كلمه خالق را به معنى سازنده شىء به آنان اطلاق كرد.
٣٦- اينان در پاسخ اين اعتراض كه لازمه سخن شما، اجبار آدميان به كفر و فسق است، گفتند: خداى متعال، كفر و فسق اينان را به اختيار خودشان اراده كرده است كه سخنى بيهوده و بىحاصلى است، زيرا چگونه ممكن است خداى متعال به اراده تكوينى- كه هيچگاه از مقصود و مراد تخلف نمىكند و علت تام براى تحقّق مقصود و مراد است- كفر و فسق آنان را اراده كند، سپس آن را ناشى از اختيار خودشان بداند و به آنان نسبت دهد؟ حال آنكه به گمان خود جبرگرايان، آدميان كه به مانند مسكينانى در برابر سلطه اراده قديم خدا هستند، هيچ اختيارى ندارند! با توجه به تصريح «اشعرى»، وقتى اينان معتقدند كه اراده بنده در انجام مقصود و مراد تأثيرى ندارد- همان گونه كه علم و دانش، در تحقق معلوم بىاثر است- اراده بندگان در