آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٩ - درس صد و سى و يكم سعادت و شقاوت
درس صد و سى و يكم سعادت و شقاوت
از مسائل پيچيده و دشوار در اصول عقايد، مسئله سعادت و شقاوت يا خوشبختى و بدبختى است. آيا خوشبخت كسى است كه در ازل خوشبختى او تعيين شده و بدبخت آن است كه پيش از تولد و در شكم مادرش، بدبختى او تعيين گرديده است؟ اگر خوشبختى و بدبختى از چيزهايى است كه بيرون از اختيار شخص است و با وجود اراده و كوشش او در زندگى، به وى تحميل شده است، نقش خوشبخت در خوشبختى خود چيست و نقش بدبخت در بدبختى خويش كدام است؟
گاهى سعادت، به حالتى نفسانى و درونى، و اعتدال و ثبات نفسانى گفته مىشود كه موجب گرايش هميشگى آدمى به خوبىهاست. بدان گونه كه به بديها گرايش ندارد و در برابر آن، شقاوت و بدبختى همان، حالت نفسانى است كه به بديها و فساد متمايل است و به خوبىها گرايشى ندارد. چنين حالتى را بدطينتى و يا خباثت نفسانى مىنامند. آنكس كه داراى چنين حالتى است شقى و بدبخت و به سخن ديگر «خبيث» و «پليد» ناميده مىشود، همان گونه كه به حالت نخست، پاكى نفس و خوش طينتى گفته مىشود و آن را كه نفس و سرشتى پاك دارد، سعيد و خوشبخت مىگويند.
سعادت و شقاوت، معنى ديگرى نيز دارد كه با نوع و چگونگى زندگى آدمى در اين جهان مرتبط است. سعادت و خوشبختى به اين مفهوم عبارت از رفاه و آسايش در زندگى و شقاوت و بدبختى، به معنى رنج و تنگدستى و سختيهاى زندگانى است.
دو كلمه سعادت و شقاوت، در آيات و احاديث زير به همين معنى اخير به