آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٠ - اماميه
مخلوق است.
«اشاعره» معتقدند كه ذات مقدس خداى متعال همانند آفريدگان، متصف به مبادى اين صفات است، ولى نه به گونهاى كه، آفريدگان متصف به اين صفاتند.
اينان دچار اشتباه شده و مبحث را خلط كرده و در هم آميختهاند و به درستى روشن نكردهاند كه در اين مسئله چه مىگويند و مقصودشان چيست؟ «قاضى عبد الجبار» مىگويد: «اشعرى پيدا شد. و از روى وقاحت و بىاعتنايى به اسلام و مسلمانان گفت: خداى متعال شايسته اين صفات، بعنوان مفاهيمى قديم است».[١] از اعتقادات مورد اتفاق «معتزله» اين سخن است كه انسان در اعمال خود اعم از خوب و بد، قادر و مختار است و هم او نسبت به آنچه كه به جا مىآورد، سزاوار مدح و ثواب و يا شايسته ذمّ و عقاب است. خداى متعال منزّه و پاك است از اينكه، شرّ و ظلم و اعمال كفرآميز و معصيت به او نسبت داده شود و اين روش آنان، «استطاعت» ناميده شده و به همين دليل، «اشاعره»، آنان را «قدريه» مىنامند. نيز اتفاق دارند كه فعل خداى متعال جز خير و صلاح نيست و به مقتضاى حكمتش، رعايت مصالح بندگان بر او لازم است و اوست كه از امر به «قاعده لطف» تعبير كرده است و اين روش را «عدل» ناميدهاند و به همين دليل است كه معتزله را «عدليه» نيز مىنامند.
از اعتقادات بنيادين «معتزله»، تأويل نصوص وارده در شرع بر خلاف ظاهر آن است كه اين مطلب با توجه به معتقدات آنان، در اصول است و از اينجا است كه از «صفاتيه» اى كه از اصحاب اشعرى به شمار مىآيند، و نيز از «حشويه» كه از اصحاب حديثند و به ظواهر صفات پايبند هستند، جدا مىشوند. نمونههايى از اين اختلافات را به هنگام شرح آيات نقل خواهيم كرد.
اماميّه
«شيخ ابو الفتح محمد بن على الكراجكى»، در رساله «البيان عن جمل اعتقاد
[١] شرح الاصول الخمسة، ص ١٨٣.