آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠١ - اماميه
اهل الايمان» مىگويد: «بر هر مكلّفى واجب است كه اعتقاد داشته باشد: عالم و هستى حادث است و قبل از حدوث و وجود آن، هيچچيز موجود نبوده و خداى متعال آفريننده و همه آنها اعم از اجسام و اعراض است. به جز اعمال بندگان كه از آنان سر مىزند و خود بدون خداوند سبحان بهوجودآورنده آنان هستند. خداى متعال به تنهايى قديم است و هيچ قديمى جز او نيست، موجودى است كه هميشه بوده و همواره خواهد بود. او شيء است نه همانند اشياء، شبيه موجودات نيست، آنچه كه خاصّ آفريدگان است نسبتش بر او روا نيست.
او داراى صفاتى است كه شايسته خود اوست و به هيچ معنايى به غير او اطلاق نمىشود. يعنى او حىّ، عالم، قادر، قديم و باقى است. نفى اين صفات، از او و اثبات صفاتى كه ضد اينهاست براى وى روا نيست. پيش از آفرينش هستى و جهان، به آن علم داشته و چيزى از آن همه بر وى پوشيده نبوده است. او داراى صفات افعال است كه در حقيقت، اضافه آنها به او درست نيست، مگر پس از انجام آنها.
اينها صفاتى است كه خود، خود را بدانها وصف نموده است. از جمله اينكه او خالق، رازق، مالك، متكلم، اعطاء كنند و رحيم است. او داراى صفاتى مجازى است كه خود را بوسيله آنها توصيف نموده است، از جمله اينكه او اراده مىكند، راضى مىشود، غضب مىكند و اكراه دارد. اراده او نسبت به فعل، عينا همان فعل است و اراده او نسبت به فعل غير، عبارت است از امر او به انجام آن و نامگذارى آن به اراده از روى مجاز است و نه حقيقت. غضب او، وجود رضاى اوست و رضاى او وجود ثواب او.
او به مكان نيازى ندارد. وسيله حواسّ درك نمىگردد. از هر زشتى، پاك و منزه است. به بندگان ستم نمىكند، هر چند كه بدان قدرت دارد، زيرا به زشتى ظلم، عالم است و بىنياز از انجام آن است. گفتار او راست و وعده او حق است. مخلوق خود را بر آنچه توانايى ندارد، مكلف نمىكند و آنان را از هيچ مصلحتى كه نفعى در آن دارند، محروم نمىسازد. به آنچه اراده نكرده، امر نمىكند و از آنچه خواسته است، نهى نخواهد كرد. آفريدگان را براى مصلحت خودشان آفريده و آنان را براى منفعت خودشان مكلّف كرده است. در تكليف، علل و ناتواناييهاى آنان را از بين برده و صالحترين چيزها را براى آنان خواسته است. پيش از تكليف، به آنان قدرت داده و