آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩٠ - آيات متشابه سورههاى فاتحه و بقره
قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ[١].- پس بيشتر مردم (از قرآن) روى بر تافتهاند و اندرز و نصايحش را نمىشنوند و مشركان گفتند: دلهاى ما از قبول دعوتت سخت و گوش ما از شنيدن سخنت سنگين و ميان ما و تو حجاب است. تو به كار دين خود پرداز، ما هم البته به كيش خويش عمل مىكنيم).
با توجه به چنين تعبيرى در مىيابيم كه آنان خود را به مانند سنگى سخت فرض كردهاند كه هيچچيز در آن اثر نمىگذارد. و تعبير كنايى از آن همه سرسختى و بىانعطافى است كه دلهاى آنان به سختى گراييده و شيطان، كردارشان را بر ايشان آراسته است: وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.[٢] (دلهايشان را قساوت فرا گرفت و شيطان كردار زشت آنان را در نظرشان زيبا نمود). همان گونه كه خداى متعال در آيه ٧٤ سوره بقره نيز خطاب به اين گونه افراد مىگويد: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً (از آن پس دلهاى شما همانند سنگ يا سختتر از آن، سخت و سنگين گرديد). آنگاه كه در توجيه وضعيت خود به دروغ مىگويند: «دلهاى ما پوشيده و در حجاب است»، خداوند در پاسخ آنان مىگويد: «چنين نيست، بلكه به علت كفرشان مورد لعنت خدا قرار گرفتهاند و به كمتر چيزى ايمان مىآورند»: وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ، بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ[٣].
درست است كه خداوند مهر كردن دلهاى آنان را به خود نسبت داده است، حال آنكه آنان در آيه ديگر، مهر كردن را به دليل عمل خود مىدانند: قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ. (دلهاى ما از قبول دعوتت سخت محجوب است). اين سخن، به آن دليل است كه خداوند، قدرت و اختيار انجام هر كارى را،- اعم از فرمانبردارى يا سركشى- به آنان داده است تا زمينه صحت تكليف و آزمايش فراهم باشد. به سخن ديگر، سرسختى و مقاومت آنان در برابر حق، از قدرت و اختيارى سرچشمه مىگيرد كه خداوند به آنان عطا فرموده، همان گونه كه اين قدرت و اختيار را در اطاعت و فرمانبردارى نيز مىتوانند بكار گيرند. به همين علّت است كه نسبت آن به خداوند يا خود آنان درست است.
[١] فصّلت( سجده)، ٥.
[٢] انعام، ٤٣.
[٣] بقره، ٨٨.