آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٧ - درس صد و سيزدهم استطاعت
افعال به آدميان، نسبت اكتساب است و اينان به علت اراده حادث خودشان در برابر اراده قديم خدا- كه علت و سبب به شمار مىآيد و بر اراده آدميان پيشى دارد- كسبكننده اعمال خويشند. بنابراين، آدميان كسبكننده اعمال خود هستند و در انجام آنها مختار نيستند و به همين دليل مىگويند: اراده آدميان، تأثيرى اندك دارد و از اين سخن، همان جنبه اكتساب و انتساب را در نظر دارند و نه تأثير در روى دادن فعل را. اراده آدميان، در انجام فعل و انجام نگرفتن آن بىتأثير است، زيرا اراده آنان تحت اراده مستقل خداست كه بر اين ارادههاى حادث پيشى دارد.
اين نظر و عقيده «اشاعره» نيز تقبيح شده است، زيرا وقتى براى اراده انسان و اختيار او در انجام فعل يا انجام نيافتن آن، تأثيرى وجود ندارد، مسئله «كسب» به عنوان حد فاصلى بين جبر و اختيار، چه جايگاهى دارد؟ پيش از اين گفته شد[١] «اشعرى» با همه كوششهايش براى رهايى از زشتيهاى اعتقاد به جبر، يك جبرى صرف به شمار مىآيد و كوششهاى او تنها نيرنگبازى و نفاق است و مسئله «كسب» هيچ مفهومى در بر ندارد.
اينك دليلتراشيهاى «اشاعره» و ديگر افراد جبرگرا، بر نفى استطاعت و ناتوانى آدميان:
١- أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ. وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ.[٢] (ابراهيم (زبان به نصيحت گشود و) گفت: آيا (رواست كه) شما چيزى به دست خود بتراشيد و آن را پرستش كنيد؟ در صورتى كه شما و آنچه (از بتان) مىسازيد، همه را خدا آفريده است).
٢- «تفتازانى» مىگويد: «اعم از اينكه «ما» در آيه، «ما» مصدرى باشد يا
[١] در صفحه ... گفته شد كه« ابو الحسن اشعرى» معتقد است: تعلق قدرت حادث به مقدور( فعل انجامشده) مانند تعلق علم به معلوم است[ سخن« ابو الحسن اشعرى» چنين است:« قدرت بندگان، داراى هيچ اثرى نيست و تعلق آن به فعل از جهت عدم تأثير، مانند تعلق علم به معلوم است».] و بنابراين داراى تأثير نيست و در آنجا از اعتقاد« اشعرى» به جبر و نادرست بودن مسئله« كسب» كه براى رهايى از زشتيهاى اعتقاد به جبر آن را ابداع نموده است گفتگو نموديم و افزوديم كه دستاويز قرار دادن اين مسئله به مانند پناه بردن به زير ناودان از بيم باران است.
[٢] صافات، ٩٥- ٩٦.