آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٠ - گمراهى يا خوارى
جايگاه نورانى- كه نسبت به جايگاه نورانىتر، تاريكى به شمار مىآيد- بيرون مىبرد و اين سير صعودى و ترقى هميشگى با ابديت همگام است.
كافر معاند سير قهقرايى دارد، او از نور خرد و هدايت فطرتش به تاريكى گمراهى و نادانى بازمىگردد: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ (آنان كه كافر شدند سرپرستان ايشان طاغوت هستند كه آنان را از نور به تاريكيها رهنمون مىشوند». خداوند، ما را از گمراهى نفس حفظ كند و از دامهاى شيطان رهايى بخشد و به راه رشد و كمال هدايت فرمايد، هدايتى همگام به ابديت.
گمراهى يا خوارى
اين هدايت، هدايت خداى متعال به معانى پنجگانه آن بود كه برخى از آنها اختيارى است و آن، حدّ وسط بين نعمت پيشين (فطرت و عقل) و نعمت بعدى (توفيق و تسديد) است. اگر آدمى به نداى فطرت خود پاسخ دهد، و به پيروى از راهنمايى خرد خود، ره سپارد، در برابر هدايت شريعت تسليم شده و اطاعت از پروردگار خود را گردن نهاده است. توفيق الهى، يار چنين كسى و صبر و گشادگى سينه متعلق به اوست و به عنايت الهى و لطف خاص او به حقيقت و راه درست دست مىيابد. ولى اگر در برابر فطرت خود به ستيز برخيزد، و با راهنمايى عقلش مخالفت ورزد، چنين كسى، دعوت پيامبران را اجابت نمىكند و به تكليف پروردگارش گردن نمىنهد. به همين دليل، خود را مشمول نسيمهاى قدس الهى قرار نمىدهد و بنابراين توفيق از او گرفته مىشود و به بىصبرى و تنگى سينه گرفتار مىآيد و به راه راست و درست راه نمىيابد و از سعادت زندگى محروم مىشود و در گرداب بدبختى و نگونبختى هميشگى سقوط مىكند.
بنابراين، معنى اضلال و گمراه كردن كسى از سوى خدا، و خوار كردن بنده سركش و طغيانگر است كه او را به كيفر متناسب با دشمنى و پافشارى او بر نادانى و سركشى به خود وامىگذارد تا در تاريكيهاى گمراهى خود به سر برد. همانند كسى كه در پرتگاههاى گردابى نابودكننده سير مىكند، راه رهايى را نمىيابد و تيرگيهاى آسمان و زمين او را فرا گرفته است، و در اين هنگام، راهنمايى آگاه، او را فرا