آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨١ - گمراهى يا خوارى
مىخواند كه دست خود را در دست من بگذار تا تو را به راه سالم و بىخطر راهبرى كنم و همراه من بيا تا راه درست را به تو بنمايم. ولى آن فرد با انتخاب نادرست خود، به دليل غرور و تكبر، از همراهى با راهيافتگان و حركت در راه مؤمنان خوددارى مىكند:
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ.[١] (آنگاه كه به آنان گفته شود كه ايمان بياوريد، همان گونه كه مردم ايمان آوردهاند گويند: آيا ايمان آوريم همان گونه كه بىخردان ايمان آوردهاند، همانا كه آنان بىخردان هستند، ولى نمىدانند).
إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ، إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ، قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ.[٢] (هنگامى كه برادرشان نوح به آنان گفت: چرا نمىپرهيزيد؟ من براى شما فرستادهاى امين هستم. خدا را بپرهيزيد و از او فرمان ببريد. گفتند: آيا براى تو ايمان آوريم، حال آنكه فرومايگان، تو را پيروى كردهاند؟).
فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ.[٣] (سپس گفتند: آيا از بشرى كه يكى از خود ماست، پيروى كنيم كه در اين صورت بىگمان در گمراهى و آتشيم).
آرى، اين چنين سعادت خود را نابود كردند و به دست خود، خويشتن را به هلاكت افكندند: فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ.[٤]- هنگامى كه (قوم موسى (ع) سخن پيامبرشان را نشنيدند و با لجاجت) از حق روى گردانيدند، خدا هم دلهايشان را از اقبال به حق بگردانيد و خدا گروه فاسقان را هدايت نمىكند.» و هم او درباره آنان مىگويد:
[١] بقره، ١٣.
[٢] شعرا، ١١١- ١٠٦.
[٣] قمر، ٢٤.
[٤] صف، ٥.