آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٤ - مشبهه
درس صد و دوم آشنايى با مذاهب پيشين (٢)
مشبّهه
«اشعرى»، از «محمد بن عيسى» و او از «مضر» و «كهمس» و «احمد هجيمى»، نقل مىكند كه: «مشبّهه، تماس و دست دادن با پروردگارشان را ممكن مىدانند و معتقدند كه مسلمانان مخلص، اگر در رياضت و كوشش، به سرحد اخلاص و اتحاد محض برسند، در دنيا و آخرت با او روبوسى مىكنند».
«كعبى» از برخى آنان، حكايت مىكند: «اينان ديدن [خدا] را در دنيا جايز مىدانند و معتقدند كه خدا را زيارت مىكنند و خدا آنان را مىبيند» او از «داود جواربى» نقل مىكند كه گفته است: «مرا از فرج و لحيه معاف داريد و از من موضوعاتى را جز اينها بپرسيد». و افزايد: «معبود او، جسم و گوشت و خون است و او داراى اعضاء و اندامها، مانند دست و پا و سر و زبان و چشم و گوش است و در حالى كه جسم و گوشت و خون است، همانند ديگر اجسام و گوشتها و خونها نيست. ديگر صفات او نيز به همينگونه است. او همانند هيچيك از آفريدهها نيست و آفريدهها نيز همانند او نيستند.» هم او مىگويد: «او از سر تا سينه، تهى و خالى و در باقى اندام، غير تهى است و موى او سياه و مجعد و تا حد گوشهاى اوست و آنچه در قرآن آمده است، مانند الاستواء (استقرار و استيلاء) و الوجه (صورت) و اليدين (دو دست) و الجنب (پهلو) و المجىء (آمدن) و الاتيان (آوردن) و الفوقية (بالا بودن) و جز اينها، داراى همان معانى ظاهرى است كه هنگام گفتن بر جسم، از آنها درك مىشود.» آنچه از نام اعضاء و اندامها، مانند صورت، قلب، چشم و دست نيز كه در اخبار آمده، داراى همان معانى و مفاهيم متعارفى است كه در بيان صفات اجسام