آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٤ - گمراهى يا خوارى
انجام مىدهد و نسبت به آنچه انجام دهد، مورد پرسش قرار نمىگيرد و اين بندگان هستند كه از آنان پرسش مىشود.
وى مىگويد: «خداوند، برخى را به سوى ايمان هدايت مىكند و او را مورد لطف قرار مىدهد و اصلاح مىنمايد پس او مؤمن خواهد بود و برخى را به گمراهى مىكشد و به او لطف نمىكند و به اصلاح او نمىپردازد و اوست كه كافر شمرده مىشود و اگر خدا اين كس را مورد لطف قرار مىداد و اصلاح مىكرد، مؤمن به شمار مىآمد. ولى خداى متعال اراده كرده است كه اين كس كافر باشد و به همين دليل، او را خوار نموده و بر دلش مهر نهاده است».
او در اثبات عقيده خود، ظواهر آياتى را كه هدايت و گمراهى را بطور مطلق به خداى متعال نسبت مىدهد، دستاويز قرار داده و مىگويد: يَهْدِي مَنْ يَشاءُ و يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ (و خداوند، هركس را بخواهد هدايت مىكند، و هركس را بخواهد گمراه مىگرداند). و مىافزايد: «ايمان و كفر فعل خداست كه در هركس از بندگانش بخواهد مىآفريند و هركس را بخواهد مؤمن و هركس را بخواهد كافر مىگرداند». او هدايتى را كه در قرآن آمده است به خلق بالمباشرة ايمان يا آفرينش قدرت و توانايى بر آن تفسير مىكند و به همين دليل، هدايت تنها خاص مؤمنان به شمار مىآيد، زيرا آنان، كسانى هستند كه خداوند ايمان يا قدرت بر ايجاد آن را براى آنان خواسته و بدان توفيقشان داده است و كافران و منافقان از چنين امكانى محروم شدهاند و اگر خداوند اراده كرده بود كه اينان نيز ايمان آورند، اينان را نيز بر اين كار توانا مىساخت، ولى خداى متعال اراده كرده است كه آنان كافر باشند و بر پذيرش ايمان توانايى نداشته باشند».
هم او پيرامون آيه: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى مىگويد:
ضمير موجود [هم] در «فهديناهم» به مؤمنان قوم ثمود بازمىگردد و بازگشت ضمير موجود در «فاستحبّوا العمى» اختصاصا به كافران از اين قوم است. در اين صورت معنى آيه چنين است كه «خداوند برخى از قوم ثمود را به سوى ايمان هدايت كرد و آنان را بر پذيرش آن توانايى داد بنابراين ايمان آوردند. همان گونه كه برخى ديگر را هدايت نكرد و به آنان بر پذيرش ايمان توانايى نداد، در نتيجه كورى و گمراهى را بر هدايت ترجيح دادند و كافر گرديدند».