آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٦ - گمراهى يا خوارى
اگر دقت كنيم متوجه مىشويم كه اگر انسان متحير و گمراهى را (گمراهى او به هر علت كه باشد) در تحير و گمراهى او كمك كنيم، رفتارى زشت و نادرست انجام دادهايم و خردمندان در دنياى متمدن كنونى، چنين رفتارى را تقبيح و سرزنش خواهند كرد و تشويق انسان جاهل مغرور را به جهالت و غرور كه نتيجه آن غرور و جهالت بيشتر اوست- نمىپذيرند، اگر چه خود آن شخص علت غرور خويش به شمار آيد.
نبايد چنين كسى را به دشمنى با حق و بىتوجهى به اندرز و پند نصيحتكنندگان تشويق كرد، زيرا از حكمت عقل به دور است كه فرد گمراه مغرور را به علت سرسختى او در پذيرش پند و راه درست با بهانهجوييها به گرداب هلاكت سوق داد. فرض كنيم انسان خودخواهى، راهنمايى كسى را- كه او را به راه درست مىخواند- بپذيرد و به پند و اندرز كسى كه او را اندرز مىگويد، گوش فرا ندهد و همچنان بر پرتگاهها و ناهمواريهاى آن، ره سپارد تا بر لبه گرداب مهلكى، سرگردان در گمراهى خود قرار گيرد. در اين هنگام آيا خرد اجازه مىدهد كه راهنماى دلسوز، او را به گرداب هلاكت بيفكند، يا با لغزشى، او را به ژرفاى درّه بفرستد؟! اگر خرد چنين رفتارى را اجازه نمىدهد و آن را ستم و زشت مىشمارد، خداى متعال به طريق اولى از چنين رفتارى منزه و پاك است. بنابراين، راهى جز تفسير و گمراه كردن خداوند به خوار ساختن و نااميدى و حرمان، يعنى واگذار كردن چنين آدمى در تيرگيهاى گمراهيهاى خود نيست.