آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٦ - الف - احاديثى كه ايمان به قدر را ضرورى مىداند
است و حكم خداى متعال به آفرينش و پيدايش عيسى- كه گزيرى از آن نيست- تعلق گرفته است.
٢١- وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا. (و هيچيك از شما (نوع بشر) باقى نماند، جز آنكه به دوزخ وارد شود و اين حكم حتمى پروردگار توست.) آيه از موارد آيه پيشين و بدين معنى است كه در اين كار، مصلحتى است كه چنين ايجاب مىكند و به همين جهت خداى متعال، هماهنگ با حكمت خود، انجام آن را بر خويشتن واجب كرده است.
ولى احاديثى كه از اهل بيت عصمت، در مسئله «قضا و قدر» نقل شده، گوناگون است. برخى از آنها ايمان به «قدر» را ضرورى برشمرده و منكر آن را مسلمان نمىداند. برخى ديگر، «قدر» را، رازى از رازهاى خدا دانسته و گفتگو پيرامون آن را نهى كرده است. دسته ديگر به اجمال يا به تفصيل، اين مسئله را توضيح مىدهد. بنابراين، احاديث مذكور، به چند گونه دستهبندى مىشود:
الف- احاديثى كه ايمان به قدر را ضرورى مىداند:
١-
قال رسول اللّه (ص): «لا يؤمن عبد حتى يؤمن باربعة: حتّى يشهد ان لا اله إلّا اللّه و حده لا شريك له، و انّى رسول اللّه بعثنى بالحقّ، و حتّى يؤمن بالبعث بعد الموت و حتى يؤمن بالقدر».[١]
پيامبر (ص) فرمود: هيچ بندهاى، مؤمن به شمار نيايد تا اينكه به چهار چيز ايمان آورد: شهادت دهد كه معبودى جز خدا وجود ندارد، خداى يگانهاى كه شريكى براى او نيست و اينكه من (محمد) فرستاده خدايم كه مرا به حق برانگيخته است و نيز به برانگيختن پس از مرگ ايمان آورد و به «قدر» مؤمن باشد.
همان گونه كه مىبينيم در اين حديث، ايمان به «قدر» در شمار اصول نخستين اعتقادات اسلامى، يعنى شهادت به توحيد، نبوت و اعتقاد به معاد، قرار گرفته است و
[١] خصال صدوق، فصل ٤، ص ١٨١، چاپ نجف، بحار الانوار، ملا محمد باقر مجلسى، ج ٥، ص ٨٧