آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٨ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
٨- لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى.[١] (هيچكس در آن آتش (دوزخ) درنيفتد مگر شقىترين خلق.) شقاوت در اين آيه، به معنى خباثت است و معنى آيه اين است آن كه بر اثر خباثت و خطاهاى خود از فيض رحمت خدا محروم است و سزاوار آتش است.
٩- وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى* الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى.[٢] (آنكه شقىترين انسان است، از آن پند و موعظه الهى (قرآن) دورى گزيند. آنكس (عاقبت) به آتش بسيار سخت دوزخ درافتد).
شقاوت در اين آيه نيز به معنى بدبختى و محروميت از رفاه دنيوى نيست و از هر نوع تيره روزى معنوى است كه مىتوان آن را خباثت و بدنهادى ناميد، آن كه از تذكر و يادآورى الهى روى مىگرداند خبيث و شقى است.
١٠- إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ.[٣] (آنگاه قارون (روزى) با زيور و تجمل بسيار بر قومش درآمد. مردم دنيا طلب گفتند: اى كاش همان قدر كه به قارون از مال دنيا دادند به ما هم عطا مىشد] كه وى بهره بزرگ و حظ وافرى را داراست.) يعنى او از آسايش و رفاه و لذات دنيوى برخوردار است و از اين جهت خوشبخت به شمار مىآيد. البته اين بيان قرآن از زبان آنانى است كه به زندگى دنيوى چشم دوختهاند و در واقع، شيوه انديشيدن آنان را بيان مىكند.
١١- وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ.[٤] ( [به اين مقام بلند (بدى ديدن و در عوض، نيكى كردن) كسى نمىرسد جز آنان كه مقام صبر و ثبات] و صاحب حظّ بزرگ شدند).
منظور از «ذو حظ» در اين آيه، كسى است كه از كمال نفس و انديشه والا و انسانى بهرهمند است و از اين جهت سعادتمند به شمار مىآيد.
[١] الليل، ١٥.
[٢] اعلى، ١١- ١٢.
[٣] قصص، ١٩.
[٤] فصلت، ٣٥.