آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٨ - درس صد و سى و سوم احباط، تكفير و موازنه
ترديدى نيست كه فرض نخست نادرست است، زيرا عمل متأخر در عمل پيشين- از نظر موجوديت آن- بىاثر است. مگر اينكه به معنى بطلان آن از جهت واقع امر باشد. بدين گونه كه در دانش خدا روشن بوده است كه شرط متأخر آن عمل شايسته (عدم وجود عمل ناشايست بعدى) در موقع خود محقق نخواهد شد كه اين امر به معنى دگرگونى به معنى صحيح كلمه نيست. بلكه كشف واقعيتش است كه در پيشگاه خدا آشكار و بر ما پوشيده بوده است. براى نمونه ايمان، شرط درستى اعمال است و فرد مرتدى كه در حال كفر از دنيا برود، در واقع، اين شرط را نداشته است و به همين جهت همه كردارهاى او از روز نخست باطل به شمار مىآيد و اين نكته هنگامى بر ما روشن مىشود كه آگاه شويم، او در حال ارتداد در گذشته است.
٥- فاسق، مؤمن است يا كافر، يا بين اين دو قرار دارد؟
«معتزله» بر اين باورند كه فرد فاسق در منزلتى بين دو منزلت است. نه بر ايمان خود باقى است و نه مرتد به كفر و انكار است.
آنان مىگويند: «فرد انجامدهنده گناه كبيره، نه مؤمن ناميده مىشود و نه كافر، بلكه فاسق ناميده مىشود. مؤمن نيست، زيرا انجامدهنده گناه كبيره سزاوار سرزنش و نفرين و خوارى و اهانت است و هيچيك از اينها شايسته مؤمن نيست كه سزاوار ستايش و بزرگداشت و تكريم است (آنان را كه در اين عقيده با آنان مخالفند، «مرجئه» ناميدهاند).[١] و كافر نيست، زيرا كافر سزاوار عقابى بزرگ است و احكامى مخصوص به خود دارد و منكر نعمتهايى است كه خداى متعال به وى ارزانى داشته است كه اين مطالب با انجامدهنده گناه كبيره تطبيق نمىكند، «خوارج» در اين عقيده با آنان مخالفند.[٢] اين مسئله نيز از مسائل مورد اختلاف ما [شيعه] با «معتزله» است.
[١] رجوع شود به: شرح الاصول الخمسة، از قاضىالقضات، ص ٧٠١- ٧١١.
[٢] رجوع شود به: مأخذ پيشين، ص ٧١٢.