آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١١ - ٣ - دعوت نوح(ع)
متعال، «آدم» را آفريد تا جانشين او در زمين باشد و او وسايل جانشينى خود را در زمين به دست دشمن خود، شيطان فراهم آورد.
فشرده اين گفتار اينكه نهى مورد گفتگو، نهى تحريمى نيست، بلكه نهى ارشادى و راهنمايى است، راهنمايى به مصلحت آدم كه تأمين رفاه او در زندگى است و چيزى بيش از اين نيست. در نتيجه مخالفت با آن، عنوان دشمنى با مولا را ندارد اين مخالفت به دليل سلب آسايش خويش تنها ستم به خويشتن است و غوايت او به معنى گمراهى نيست. و به معنى حرمان و نااميدى است. «شقاء» نيز به مفهوم رنج و سختى در زندگى است.
بنابراين، نه نهى در اينجا نهى تحريمى است و نه خوردن ميوه توسط آدم، عصيان نسبت به مولا است و نه ستم و دشمنى نسبت به ساحت قدس مولا است.
همان گونه كه نه شقاوت است و نه خباثت و نه گمراهى، به معانى معهود.
اينكه چگونه اين خطا و لغزش روى داده است و راهى كه ابليس براى نيرنگ و فريب آدم و حوا پيمود كدام است، از موضوع گفتگوى اين كتاب بيرون است و آن را به گونهاى گسترده در تفسير خود به نام «الوسيط» آوردهايم.
٣- دعوت نوح (ع)
وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً.[١] و نوح عرض كرد پروردگارا (اينك كه قوم از كفر و عناد دست نمىكشند) تو هم اين كافران را هلاك كن و از آنها ديارى بر روى زمين يكى باقى مگذار.
مىگويند- نوح (ع) در نفرين نسبت به قوم خود شتاب كرده است و هر هنگام كه اراده نفرين مىكرد، فرشتگان بر او فرودمىآمدند و براى آن قوم، نزد او شفاعت مىكردند. او دعوت خود را سيصد سال ادامه داد تا اينكه از پذيرش دعوتش توسط قوم خود نااميد گشت.
واقع امر اين است كه اين گونه گفتهها مأخذى ندارد. هر چند برخى از
[١] نوح، ٢٦.