آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٩ - ١ - خطاى آدم(ع)
٢- اصولا نهى از خوردن ميوه درخت مورد گفتگو از روى راهنمايى آدم به مصلحت خود اوست و نهى الهى در اين باره از باب تكليف و الزام نيست و به همين علت است كه خداى متعال مىگويد: بدان درخت نزديك مشو كه خود به رنج و مشقت افتى (فتشقى). در آيه ديگر از قرآن نيز كلمه «تشقى» به همين معنى به كار رفته است: ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى.[١] (اى رسول! ما قرآن را بر تو فرونفرستاديم كه خود را به رنج و سختى افكنى.) رنج و مشقت آدم از آن روى است كه خوردن ميوه آن درخت، موجب توليد فضولات بوده است كه با موقعيت بهشتى- كه آدم و حوا در آن بودهاند- منافات داشته است، زيرا قداست و پاكى آنجا مقتضى آلوده شدن آنجا به ناپاكى نبوده است.
به همين دليل، آدم از خوردن آن منع مىگردد، تا بهشت را آلوده نكند، يا ناگزير نشود كه از آن بيرون رود.
٣- سركشى و نافرمانى، مخالفت با دستور و امر است و آن بر حسب گونه امر، گوناگون است. بنابراين اگر امر، تكليفى الهى باشد، مخالفت با آن، سركشى و عصيانى حرام است و خروج از آداب بندگى در برابر او امر خداى حكيم است و چنين طغيان و سرپيچى نسبت به خداى متعال به شمار مىآيد و فرد سركش، سزاوار سرزنش و كيفر است. ولى اگر دستور و امر از روى راهنمايى به مصلحت شخص باشد، مربوط به شخص مأمور است بدون آنكه به فرد امركننده، زيان و نقصانى برساند و از گونه دستورهاى پزشك نسبت به بيمارى است كه نزد او به معالجه بيمارى مىپردازد. البته مخالف با اين گونه اوامر نيز سركشى و سرپيچى به شمار مىآيد و چه بسا خردمندان آن را تقبيح كنند، ولى خروج از آداب بندگى و سركشى نسبت به مولاى كريم به شمار نمىآيد و به همين جهت عذاب چنين كسى، جايز نيست. از آنجا كه سركشى آدم از نوع اخير است، موجب دورى او از ساحت قدس خداى تعالى نيست، زيرا نسبت به مولاى خود سركشى نكرده و از دايره بندگى در برابر پروردگار
[١] طه، ١.