آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٨ - فوقيت
اشاره كنيم، طبعا به خارج اين جهان كه در آنيم اشاره مىكنيم و اشاره ما به طرف بالاست، نه از آن جهت كه عالم ماوراء مادّه در بالاست، بلكه بدين اعتبار كه هر چيز كه خارج از اين عالم مادى است (نسبت به محسوسات) از تمام جهات بالاست. چه آنكه در مركز كره ايستاده است وقتى بخواهد به خارج از آن اشاره كند ناگزير از آن است كه به خارج سطح كره اشاره نمايد كه به نسبت آن شخص از تمام جهتها بالاست.
همچنين است نسبت به ما كه در روى زمين به سر مىبريم و وقتى بخواهيم به خارج از جهان خود اشاره كنيم (اشاره به حسّ) ناگزير اشاره ما به خارج از اين محيط است و خارج از اين محيط در تمام قسمتهاى زمين بالاست.
بنا بر آنچه گفته شد وقتى در نظر بگيريم كه تدابير مربوط به اين عالم مادّى، در تمام نواحى آن، از عالم ماوراء ماده و از پيشگاه خداى تعالى فرودمىآيد، اطلاق فوق نسبت به خداى تعالى صحيح و معقول است و از همين قبيل است نزول از نزد او و صعود به سوى او و ديگر تعبيرات نظير اينها نه از باب تحديد و جهت مادى، بلكه اين تحديد و جهت از نظر تباين و تفاوت بين دو عالم اعتبارى است چه عالم ماوراء ماده در نهايت بلندى و بالائى و شرف و بىنيازى است و عالم ماده در نهايت پستى و پائينى و نياز است.
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (حجر، ٢١) «هيچچيز نيست مگر آنكه مخازن آن نزد ماست و از آن فرودنمىآوريم مگر به اندازه معين» به سخن ديگر، آن را به عالم مادّه نازل مىكنيم، اما اين نزول و فرود، اعتبارى است تا آنجا كه اگر كشت و زرعى برويد يا معدنى از زير زمين استخراج گردد يا ماهيانى از در دريا صيد شود، گوئيم اين همه از بركات خداست كه بر اهل زمين نازل كرده است.