آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٧ - درس صد و بيست و ششم آيات متشابه سورههاى كهف تا نمل
١٧٩- آيه ٣٢، سوره فرقان: كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا.- اين چنين (يعنى به تدريج قرآن را بر تو فروفرستاديم تا ما ترا بدان دلارام كنيم و (بدين سبب) آيات خود را بر تو مرتب به ترتيبى روشن (و روشى نيكو) فرستاديم.» آيه بدين معنى است كه فروفرستادن تدريجى قرآن، موجب تثبيت موقعيت و اطمينان قلب، توست، زيرا موجب پيوند هميشگى تو با جهان بالاست و همواره و در هر زمان موجب اتصال و پيوند تو با جهان غيب است و در نتيجه، عزم ترا در انجام رسالت او استوار و فعاليت ترا در دعوت به اصلاح بيشتر مىكند. افزون بر آنكه فروفرستادن تدريجى قرآن، آگاهى هميشگى نسبت به دلايل و حجتهاى لازم براى رويارويى با ستيزهجويى و اعتراض مخالفان است. نيز مفهوم آيه نمايانگر توفيق بخشيدن و تأييد كردن خداى متعال نسبت به پيامبر (ص) خويش است و آن گونه كه «اشعرى» و پيروان وى گمان كردهاند، هيچ اشارهاى به اجبار در ايمان در آن نيست.
١٨٠- آيه ٣٢، سوره فرقان: أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ. إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ، بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا.- اى رسول ما آيا مىپندارى بيشتر اين كافران حرفى مىشنوند يا تعقل مىكنند؟ اينان در بىعقلى بس مانند چهارپايانند بلكه نادان و گمراهتر».
«اشعرى» بدين آيه و مانند آن، بر نفى قدرت و ناتوانايى انسانها بر انتخاب راه و كفر و ايمان استدلال كرده است.
پاسخ: نفى قدرت، در صورتى است كه چنين عذرى داشته باشند، حال آنكه آيه در مقام انكار و سرزنش آشكار است و سرزنش و انكار، نسبت به كار خارج از قدرت صحيح نيست. همان گونه كه مؤاخذه و عذاب هم نسبت به انجام آنچه امكانپذير نيست، عبث و بيهوده است.
آنان با روگرداندن خود از ياد خدا و به دنبال پافشارى خود بر انجام گناه و خطا، دلهاى خود را از درك و فهم حقّ بازداشتهاند، تا آنجا كه ياد خدا را فراموش كرده و دلهايشان تباه شده است: حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً. و در زمره آنانند كه خدا در خطاب به پيامبرش نسبت به آنان مىگويد: «تو مردگان را نمىشنوانى و همچنين كران را آنگاه كه روى برگردانند و پشت كنند». ما پيرامون آيههايى مانند