آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٠ - درس صد و يازدهم خدا و اعضا و اندامها
كه بر پايه مذهب پيشين نوشته، به آيات و احاديثى در اثبات چهره و دست و چشم براى خداوند، اختصاص داده است.[١] در پايان اين فصل، به استناد آيه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ و دلايلى عقلى و نقلى، آنها را به گونهاى تأويل كرده است كه مستلزم تشبيه نباشد و به اين دليل، انديشههاى او حد وسط بين «اشاعره» و «معتزله» به شمار مىآيد.
«ابن خزيمه»، فصل ديگرى از كتاب خود را به اثبات پا و گام براى خداى متعال اختصاص داده و ضمن آن به اهل «تنزيه» كه خدا را از داشتن اعضا و اندامها مبرّا و پاك مىدانند، حمله كرده و مىگويد: «با وجود عقيده «جهميه»- كه صفات پروردگار ما را كه خود در محكمات كتاب خويش و به زبان پيامبرش بيان كرده است- منكرند، خداوند به ما آموخته است، چنانكه گفته است: أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها.[٢] ( [در صورتى كه آن بتان از شما عاجزترند زيرا] آنان را نه پايى است كه راهى بپيمايند، نه دستى كه از آستين قدرت بيرون آورند، نه چشم و گوشى كه به آن ببينند و نه بشنوند) او سپس اخبارى را كه در بردارنده كلمه پا براى خداوند است، نقل كرده كه از جمله آنها، احاديث زير است:
«مغيرة بن اخنس» از «عكرمه» مولاى «ابن عباس» روايت كرده است كه:
«پيامبر (ص) ابياتى از «امية بن صلت»- كه در جاهليت به نصرانيت گرويده بود و اشعارى در ستايش از خدا مىسرود- مىخواند و تصديق مىنمود، حال آنكه در اين اشعار، به پاى خداوند اشاره رفته است.»[٣] ديگر، روايت «ابن سيرين» از «ابو هريره» به نقل از پيامبر (ص) است كه مىگويد: «آنچه در آتش دوزخ مىاندازند، دوزخ، بيشتر از آن را درخواست مىكند، تا اينكه خداوند جبار، پاى خود را در آن مىنهد كه همه آن را فرا مىگيرد. در اين هنگام
[١] الاعتقاد على مذهب السلف اهل السنة و الجماعة، ص ٢٩- ٣٠.
[٢] اعراف، ١٩٥.
[٣] مسند احمد، ج ١، ص ٢٥٦- ابن خزيمه، التوحيد و الصفات، ص ٩٠.