آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩٣ - آيات متشابه سورههاى فاتحه و بقره
باره است: وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ[١] و فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ[٢] و إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ[٣] ٦- آيه ١٥ از سوره بقره:
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ.
(خداوند، آنان را استهزاء مىكند و آنان را در گمراهى رها مىكند كه (در بيابان جهل و گمراهى) حيران و سرگردان باشند).
گفتهاند: خداوند پديدآورنده سركشى در آنان است. افزون بر آن، نسبت استهزاء به خدا دليل بر اين است كه او اين افعال را در وجود آنان مىآفريند! پاسخ: مهلت دادن خدا به آنان در طغيان و سركشى، عبارت ديگرى از خوار ساختن و ذلّتى است كه بر اثر كينهتوزى و سركشى خود، خويشتن را سزاوار آن نمودهاند و دليل آن، آيه پس از آيه مورد گفتگو است كه بيانگر اين نكته است:
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ.
(آنان، كسانى هستند كه گمراهى را به هدايت خريدهاند، تجارتشان سودى نداشته و راه به جايى نبردهاند).
اگر اين نكته نبود كه آنان خود، گمراهى را به هدايت برگزيده و انتخاب كردهاند گفتن اين سخن، دليلى نداشت. و اگر گمراهى آنان فعل و كردار ديگرى بود، اين عبارت كه «گمراهى را براى خود خريدهاند» بىدليل و بيهوده به شمار مىآمد.
نسبت استهزاء به خداى متعال به آن علّت است كه استهزاء، واكنش طبيعى بر اثر تقصير و كوتاهى آنان در انجام وظايف انسانى است، زيرا منظور فرد منافق در رفتار دوگانه خود منافعى است كه آن را در وراء جرايم و كردارهاى زشت خويش جستجو مىكند و گمان مىبرد كه در پوشش نفاق و دوروئى خود بدان دست مىيابد.
[١] عنكبوت، ٣٨- نمل، ٢٤.
[٢] نحل، ٦٣.
[٣] انفال، ٤٨.