آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٣ - الأمر بين الأمرين يا روشى بين دو روش
گلوى اسماعيل (ع)، خاصيت بريده شدن را سلب كرد. به سخن ديگر، آن دو را در اين خاصيت يارى نكرد و به آن دو اجازه بريدن و بريده شدن را نداد و سر بريدن انجام نگرفت.
نمونه ديگر، مثالى از استاد ما (آية اللّه العظمى خويى) است كه گفته است:
«اشياء (ممكن بالذات) همان گونه كه در حدوث، نيازمند افاضه خداى متعال است در بقاء نيز كه در واقع حدوث در لحظه ديگر است، به اين افاضه نياز دارد و ناگزير در بقاء و استمرار خود، نيازمند استمرار افاضه وجود از مبدأ خداى متعال است و اگر افاضه بر آن، در يك لحظه قطع شود، در همان لحظه از ميان مىرود و محال بودن بقاء ممكن بالذات- كه در وجود خود از نظر حدوث و بقاء، نيازمند پديدآورنده و مبدائى است كه وجود را بر او افاضه كند- از امور بديهى است. مانند وجود نور و روشنايى درون لامپ كه تا وقتى نيروى برق از نيروگاه بهوسيله سيم بدان متصل است، روشن است و وجود نور در درون لامپ چه از نظر حدوث و چه از نظر بقاء ممكن نيست مگر به استمرار اين اتصال كه از مركز بر آن افاضه و داده مىشود. هرگاه اين افاضه يا سيم قطع گردد، نور و روشنايى نيز در همان لحظه قطع مىشود. اگر فرض كنيم كه انسانى، دست خود را روى كليد برق گذاشته است، روشن بودن لامپ مستقيما در اختيار اوست. اگر بخواهد با فشار بر روى كليد لامپ را روشن مىكند و اگر بخواهد دست خود را از آن برمىدارد و لامپ خاموش مىشود. به اين اعتبار، مىتوان روشن كردن يا تاريكى اطاق را به اين شخص نسبت داد، هر چند كه نقش او تنها قطع و وصل كليد برق است. نقش انسان در پيدايش و ايجاد اعمالى كه اراده مىكند، اين چنين است.[١] در پرتو آنچه بيان كرديم، درستى استناد پيدايش همه رويدادها به خداى سبحان روشن مىشود و نيز درستى اين گفته به دست مىآيد كه آفرينندهاى جز خدا نيست و در جهان هستى مؤثرى جز او نمىباشد، زيرا بازگشت همه نيروها از جهت تأثير، به يارى فيض پياپى اوست. همان گونه كه نسبت دادن افعال اختيارى به
[١] ر. ك: المحاضرات، محمد اسحاق فيّاض، ج ٢، ص ٩١.