آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥١ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
بحار الانوار و «بحرانى» در البرهان «و طباطبايى» در تفسير الميزان و «فيض» در تفسير صافى، آن را نقل كردهاند، ولى شرحى از اين حديث بدست نيامد و ظاهرا بدين معنى است كه انسان گاهى به لذتهايى از راه گوش، مانند شنيدن نغمه موسيقى و سخن لغو و از راه چشم، مانند ديدن نامحرم و از راه دست، مانند كتك زدن نارواى كس، تمايل و علاقه دارد، ولى از انجام آنها خوددارى مىكند. و اين رفتار نوعى حائل شدن ناخودآگاه، بين او و شهوات نفسانى اوست كه ناشى از لطف و عنايت خداى متعال است. بدين دليل كه آنچه وى را به انجام چنين كارهايى ترغيب مىكند، نفس امّاره اوست. ولى دل او بدان خشنود نيست و مانع تصميم او به انجام آنها مىشود، زيرا مىداند كه در اين گونه كارها حق نيست.
اين است معنى و شرحى از اين حديث شريف كه خدا به توفيق خود، مرا بدان رهنمون گرديد.
ز- از امام باقر (ع) روايت شده است:
«هذا الشيء، يشتهيه الرجل بقلبه و سمعه و بصره، لا تتوّق نفسه الى غير ذلك فقد حيل بينه و بين قلبه إلّا ذلك الشيء.
- اين چيزى است كه آدمى به دل و به شنيدن و ديدن آن، به آن علاقهمند و متمايل مىشود و همان است كه او را به چيزى جز آن تشويق و ترغيب نمىكند و حائل بين او و قلب او چيزى جز از آن نيست».
ح- امام صادق (ع) نيز در روايتى مىگويد:
«لا يستيقن القلب انّ الحقّ باطل ابدا و لا يستيقن انّ الباطل حقّ ابدا.
- دل هيچگاه باور نمىكند كه حقّ باطل است و هرگز نمىپذيرد كه باطل، حقّ است».
بدين معنى كه خداى متعال، بين آدمى و خطاى او در آگاهى بر حق و تشخيص آن از باطل حائل مىشود. بنابراين، هيچكس و هيچگاه، در تشخيص بين حق و باطل دچار اشتباه نگردد. و اين ناشى از لطف و عنايت خداى متعال به بندگان خويش است كه هر دو راه را به آنان نشان داده و راهى را كه به حق و يا به باطل پايان مىگيرد، روشن كرده است.
در جلد اول اين كتاب، حديثى از امام صادق (ع) نقل شده كه در آن مىگويد:
«ابى اللّه ان يعرّف باطلا حقّا. ابى اللّه ان يجعل الحقّ فى قلب المؤمن باطلا لا شكّ فيه.