آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٢ - قضاء و قدر از نظر متكلمان شيعه
قضاء و قدر از نظر متكلمان شيعه
متكلمان شيعه، اين مسئله را به بهترين گونه و توضيح تمام، تشريح كردهاند و با استفاده از راهنمائيهاى كتاب مجيد و سنت قطعى و سخنان ائمه شيعه (ع) مسئله را منطبق با اصول عقلى بيان نمودهاند، به گونهاى مستدل و روشن و بديع. بدانسان كه هر انديشه و خرد سليم، به آسانى و بدون هيچ شك و ترديد، آن را مىپذيرد. و اينك فشرده آن:
«قضاء» در لغت، به معنى امر حتمى و حكم قطعى است و به گونهاى قاطع، نافذ و پايان بخش موضوع است كه پس از آن، هيچ تعلل و بهانهاى نسبت به آن، پذيرفته نيست.
«زهرى» مىگويد: قضاء در لغت، بر چند گونه است كه بازگشت آن همه، به قطع موضوع و پايان آن است. آنچه حكم شود كه به آن عمل كنند. آنچه تمام شده، يا پايان يافته، يا تأديهشده، يا واجب گرديده، يا اعلام شده، يا تنفيذ گرديده و يا گذشته است، قضاء ناميده مىشود.
بنابراين، اگر تكليف الزامى باشد، قضاء ناميده مىشود و از آن جمله است:
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً.[١] (و پروردگار تو حكم كرد كه كسى را غير از او پرستيد و به پدر و مادر احسان و نيكويى كنيد.) حكم قاضى نيز «قضاء» ناميده مىشود، زيرا پايان بخش قطعى دعوى است، همان گونه كه آيه ٦٥ سوره نساء حكايت مىكند:
ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً.
[نه چنين است، سوگند به خداى تو كه اينان البته به حقيقت اهل ايمان نمىشوند، مگر آنكه در خصومت و نزاعشان تنها ترا حاكم كند] و آنگاه به هر حكمى كه كنى هيچگونه اعتراضى در دل نداشته و از دل و جان تسليم فرمان تو باشند.
[١] اسراء، ٢٣.