آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٨ - درس صد و هفتم بررسى و پاسخ ديگر دليلتراشيهاى«اشعرى»
درس صد و هفتم بررسى و پاسخ ديگر دليلتراشيهاى «اشعرى»
او در اثبات نظر خود به حديث
«سترون ربّكم يوم القيامة كما ترون القمر ليلة البدر»[١]
استناد مىكند كه بايد گفت: به فرض درستى سند حديث (نادرستى آن را بيان خواهيم كرد) راهى جز اين نيست كه «رؤيت» را به «علم ضرورى» تأويل كنيم و در اين صورت، حديث به اين معنى خواهد بود، كه كسانى كه در وجود خداى متعال ترديد داشتهاند، در روز رستاخيز و پس از آشكار شدن حق، جايى براى شك و ترديدشان باقى نمىماند، زيرا اگر قرار باشد ظاهر عبارت، ملاك قرار گيرد با گفته خداوند: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ.[٢] (او را هيچ چشمى درك ننمايد). و با حكم قاطع عقلى كه جهت و سمت را نسبت به خداوند ممتنع مىداند، ناسازگار است، بنابراين يا بايد حديث مردود شمرده شود (همان گونه كه نپذيرفتن شأن هر سخنى است كه ناسازگار با قرآن باشد) و يا به فرض درستى سند تأويل گردد.
سند حديث داراى خدشه است و ناقلان آن موثق نيستند. آشكارترين چيزى كه درباره اين حديث است، اين كه حديث، از «قيس بن ابى جازم»، از «جرير بن عبد اللّه بجلى»، از پيامبر (ص) روايت شده است و «قيس» از دو جهت مورد طعن و سرزنش واقع شده است:
١- او معتقد به اعتقاد خوارج، و از كسانى است كه دشمن امير المؤمنين
[١] انعام، ١٠٣.
[٢] انعام، ١٠٣.