آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٦ - اختيارى بودن اراده
اختيارى بودن اراده
گفتهاند: دليل اختيارى بودن هر كردارى، اين است كه از اراده انجامدهنده آن و از اختيار خاص او سرچشمه مىگيرد. بنابراين، هيچ كردارى اختيارى نيست، مگر اينكه پيش از آن اراده باشد و همين پيشتر بودن اراده بر عمل است كه موجب تفاوت بين عملى اين چنين و آثار ناشى از اشيايى است كه اين اشيا در آن آثار، اراده و اختيارى ندارند.
برخى افراد پيرامون اراده اشكال مىكنند كه آيا اراده اختيارى است، يا غير اختيارى؟ اگر اراده اختيارى باشد، وجود اراده ديگرى، پيش از آن لازم است و لازمه آن تسلسل تا بىنهايت است و به همين دليل برخى از متفلسفين منكر آنند كه خود اراده، اختيارى باشد، هر چند كه اراده، علت اختيارى بودن ديگر افعال اختيارى است[١] كه اين نظر چه بسا قاعده معروف «فاقد الشيء لا يعطى» (موجودى كه خود چيزى را ندارد نمىتواند آن را ببخشد) را نقض كند.
|
ذات نايافته از هستىبخش |
كى تواند كه شود هستىبخش |
|
سخن درست، اين كه آنچه قائم به غير است، ناگزير به چيزى بالذات منتهى مىشود وگرنه موجب تسلسل حلقههاى نياز و احتياج خواهد بود. بنابراين، لازمه اختيارى بودن هر عمل، اين است كه پيش از اراده فاعل مختار باشد و اراده سبب اختيارى بودن عمل است، ولى خود اراده بالذات اختيارى است و به علت ديگرى، غير از ذات خود نياز ندارد، همان گونه كه شورى هر چيز از نمك است، اما شورى نمك ذاتى آن است و روشنى چيزها بوسيله نور است ولى روشنى نور، ذاتى است. اراده اين چنين است كه ذاتا اختيارى است، ولى افعال ديگر، اگر تحت اختيار باشد و از اراده فاعل مختار سرچشمه گيرد، اختيارى به شمار مىآيد.
همچنين معنى اختيارى بودن افعال اختيارى (همان گونه كه پيشتر گفته شد) اين است كه انجام آن به اذن و اراده خداست و به وقت اراده فاعلان آن و اختيار خاص آنان پديد مىآيد، ولى بندگان به اراده و اختيار خود، به هنگام فراهم آمدن
[١] محقق خراسانى، كفاية الاصول، بحث طلب و اراده، ج ١، ص ١٠٠.