آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢ - درس نود و نهم حقيقت تأويل
گفته شود، اين غير از حقيقتى است كه در جهان خارج موجود است.
براى نمونه: اهل كتاب، آنچه از ويژگيها و صفات محمد (ص) در كتابهاى آنان آمده است، مىدانند و اين شناخت، كلام و معنى و تفسير آن است. تأويل آن، خود محمد (ص) است كه به پيامبرى برانگيخته شده است و شناخت خود او، شناخت تأويل اين كلام است.
همچنين اگر كسى كه جاها و محلهاى حج را نديده ولى حج و مناسك و اعمال آن را مىداند و معنى آن را درك كرده است، ديدن اين جاها و محلها، به وسيله او، تأويل چيزى است كه نخست مىدانست.[١] «علامه طباطبايى» نيز معتقد است: «تأويل» مدلول و مفهوم لفظ نيست، بلكه عين خارجى و وجود است كه در عالم خارج است و آن، واقعيتى است كه كلام لفظى، براى تعبير از آن به كار رفته است». وى مىگويد: «سخن درست در تفسير «تأويل»، اين است كه «تأويل» يك حقيقت واقعى است كه گفتار قرآن، اعم از تشريع و اندرز و حكمت، مستند به آن است و نسبت به همه آيات قرآن موجود است.
«تأويل» از قبيل مفاهيمى نيست كه مدلول الفاظ هستند، بلكه از امور عينى است و برتر از آن است كه شبكه الفاظ به آن احاطه داشته باشد و آن، وراى چيزى است كه ما از قرآن مىخوانيم و درك مىكنيم و نسبت آن با قرآن، نسبت روح با پيكر است و از سنخ الفاظ و معانى نيست و از آن به «كتاب حكيم» تعبير شده است كه خود حقيقت تأويل است، بنابراين جز پاكان، آن را لمس نمىكنند، چنانكه خداى متعال مىگويد:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ. فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ. لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ[٢] و نيز مىگويد: بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ[٣] و بالأخره در اين زمينه گفته است: إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ. وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ.[٤]
[١] گفته ابن تيميه در تفسير سوره توحيد، به نقل رشيد رضا در تفسير المنار، جلد ٣، ص ١٩٥.
[٢] واقعه، ٧٩.
[٣] بروج، ٢٢.
[٤] زخرف، ٤.