آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١٧ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
عبده» مىگويد: معنى اين حديث- كه از آن غفلت شده يا با همه روشنى آن، بسيارى آن را نمىدانند- اين است كه خدا، داناى غيب و نهان است و دانش او به اينكه كسى به بهشت يا دوزخ مىرود، بدين معنى نيست كه خدا او را به بهشت يا دوزخ مىفرستد، بدون آنكه بر حسب وعده و حكمت الهى، عمل او به حساب آيد و بدون آنكه شايستگى او براى يكى از آن دو روشن شود، و اعمال او هر چه باشد در نوع جزاى او، تأثيرى نداشته باشد. خدا آينده را با همه اجزاء و جوانب آن و از جمله كردار آدميان و جزايى را- كه بر حسب وعده و وعيد خود در قرآن كريم و تثبيت برآوردها بر هر عمل مترتب است- مىداند و هيچ تعارض و تناقضى بين اين دو نيست. ما به غيب آگاه نيستيم، و ليكن پيامبر (ص) به ما آموخته است كه جزا وابسته به عمل است، و براى هر آدمى ميسر است، آنچه را خدا براى او آفريده است، اعم از سعادت بهشت و شقاوت آتش. و به يقين، عزم و ارادهاى كه خدا به انسان ارزانى داشته در تربيت نفس او مؤثر است و او را بدان جهت سوق مىدهد كه معتقد است سعادت او در آن است.[١] آنچه «عبده» درباره اين حديث گفته است، همان است كه «معتزليان» از «حسن بصرى» نقل كردهاند و «فخر رازى» آن را نمىپذيرد. تفسير اين حديث، به گونهاى سازگار با مذهب عدل [شيعه]- كه در روايات اهل بيت عصمت آمده است- پيشتر بازگو شد.[٢] «علامه سيد محمد حسين طباطبايى» با عباراتى دقيق و بر پايه اصول فلسفى حكيمانه، بافتههاى «امام فخر رازى» را پاسخ گفته و مغالطههاى او را روشن كرده است.[٣] از جمله مغالطههايش، اين گفته اوست كه كردار آدميان، از قضاى الهى سرچشمه مىگيرد ... و اين سخن، تكرار سخن نخست اوست و مصادره به مطلوب [و در نتيجه باطل است]. پيشتر توضيح داده شد كه معنى قضا و قدر، دانش خداى متعال به
[١] تفسير المنار، ج ١٢، ص ١٥٩.
[٢] ص ٣٤٠- ٣٤٩.
[٣] تفسير الميزان، ج ١١، ص ١٨.