آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٦ - درس صد و سيزدهم استطاعت
درس صد و سيزدهم استطاعت
يكى از مسائل مورد اختلاف بين «اشاعره» و «اهل عدل»، مسئله «استطاعت» است كه آيا آدمى در انتخاب آنچه مىخواهد و ترك آنچه نمىخواهد، توانايى و استطاعت دارد؟ يا اينكه بر انجام كار يا ترك آن اختيارى ندارد و به خواست خدا، بر انجام كار و يا ترك آن، ناگزير است. مختصر آنكه آدمى در انجام كارها داراى اراده است يا ارادهاى ندارد و همانند آلتى گنگ در دست فاعلى مختار، يعنى خداى واحد قهار، آنچه انجام مىدهد، به اراده اوست؟
افراد جبرگرا و در رأس آنان «ابو الحسن اشعرى» بر آنند كه آدميان اختيارى ندارند و تنها اراده خدا بر جهان هستى فرمانروا است. هيچ كارى انجام نمىشود و هيچ كارى رخ نمىدهد، مگر به اراده خداى متعال و راهى براى اختيار و اراده آدميان وجود ندارد، بلكه نه اختيارى دارند و نه ارادهاى. «اشعرى» بر اثر زشتى اين مذهب و روش و بداهت نادرستى آن، مسألهاى به نام مسئله «كسب» ابداع كرده و گفته است: آدميان در انجام كارهاى خود، اختيارى ندارند و تنها اكتساب در كارها به سبب اراده حادث، متعلق به آنان است.
مىگويند دو اراده وجود دارد: اراده قديم و اراده حادث. اراده قديم از آن خداست و علت اصلى رخ دادن هر فعل و كارى است كه انجام مىگيرد، هر چند كه اين افعال و كردارها منسوب به بندگان است و اين نسبت از سوى اراده حادث آنان است، زيرا آنان انجام كارى يا ترك آن را اراده مىكنند و اين اراده- گرچه در رخ دادن آنچه انجام گرفته مؤثر نيست اما سبب اين انتساب است. به اين دليل، نسبت