آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤ - درس نود و هشتم آيا در قرآن آيات متشابه وجود دارد؟
اما «اشاعره» و به دنبال آنان، اهل تشبيه، اين آيه را تنها، به معنى جلوس و نشستن خداوند بر عرش تفسير كردهاند و گفتهاند: «اوست كه چهار زانو در بالا آسمانهاى بلند نشسته و گاهى به آسمان دنيا فرودمىآيد تا از چگونگى شرايط و اوضاع آفريدگان خود آگاه شود و آنان را ببخشد و دعايشان را مستجاب كند، زيرا تا هنگامى كه بر تخت خود در بالاى آسمانها نشسته، انجام اين كارها براى او ميسر نيست».[١] آيه ٦٤ از سوره مائده نيز از همينگونه است كه مىگويد:
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ.
يهود گفتند دست خدا بسته است (و تغييرى در خلقت نمىدهد و چيزى نخواهد آفريد) بواسطه اين گفتار دروغ، دست آنها بسته شد، و به لعن خدا گرفتار گرديدند. بلكه دو دست خدا (دست قدرت و رحمت او) گشاده است و هر گونه بخواهد انفاق مىكند.
گمان نمىرود كه عرب با شنيدن اين آيه «يد» را در اينجا به معنى دست كه عضوى از بدن است، تصور كند. عرب درك مىكند كه «يد» و دست در اينجا نيز به همان گونه است كه در آيه ٢٩ از سوره اسراء آمده و مىگويد:
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ.
(نه هرگز دست خود (در احسان به خلق) محكم بسته دار، و نه بسيار باز و گشاده دار).
روشن است كه منظور از «دست بسته» در اين آيه، خوددارى در خرج كردن و «باز كردن دست» كنايه از اسراف است و به معنى عضوى از اعضاى بدن نيست، چنانكه «مشبهه» تصور كردهاند. در آيه ٦٤ مائده نيز منظور از دست، دست قدرت و نفى عجز از خداى قادر متعال است. «اشعرى» و پيروان او در درك اين معنى آشكار منحرف شده و آن را به عضوى از اعضاى بدن تأويل كردهاند و گفتهاند: «خداوند داراى دست و پا و چشم و چهره و ديگر اعضاء و اندامها است» زيرا تنها ظاهر لفظ را
[١] ر. ك: همان، ص ٣٩ به بعد و« الرّد على الجهمية»، دارمى، ص ١٣ به بعد.